
جلسه ۲۰
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۰
14اینکه شما یک لفظ را در تمام مصادیق بهکار میبرید، از این حکایت میکند که این مصداق عبارت از یک مصداق واحدی است که مفهومش بهعنوان اشتراک معنوی ـ نه بهعنوان اشتراک لفظی ـ قابل تسرّی برای همه است. بهعنوانمثال اگر شما زید را بهعنوان مصداق لا تعیّن در نظر بگیرید و بگویید: «زید آمد»، مفهوم «زید» مورد نظر شما نیست، چون مفهوم زید که نمیآید، بلکه خود زید میآید. بعد سؤال میکنید: «کدام زید را میگویید؟» مصداق زید در اینجا مبهم میشود. این مصداق مبهم، یک مصداق کلی است؛ یعنی اینکه شما میپرسید: «کدام زید را میگویید؟» چهار تا زید در نظر شما است: زیدِ حسن، زیدِ حسین، زیدِ تقی و زیدِ خالد. شما در اینجا از این مصادیق متفاوتۀ خارجی، یک مصداق مبهم را انتزاع کردهاید که اسم زید را بر روی آن مصداق مبهم گذاشتهاید.
موجود هم همینطوراست؛ یعنی شما از تمام این مصادیق خارجی، یک مصداق کلی مبهم تصور کردهاید که آن مصداق کلی همان مصداقی است که هم بر خدا حمل میکنید، هم بر زید حمل میکنید، و هم بر همه حمل میکنید. پس در اینجا اشکالی نیست.
تلمیذ: اشکال در تصور آن است، بهخاطر اینکه مثلاً وقتی یک انسان را تصور میکند و میخواهد بر احکام خارجی حمل کند، بالأخره یک انسان جزئی را در ذهنش تصور میکند.
استاد: چنین چیزی امکان ندارد؛ چون هرچه را شما میخواهید بر دو شیء حمل کنید کلی میشود. وقتی که شما شیئی را از دور میبینید که دارد میآید، چه تصوری از آن شیء دارید؟ شما همان جزئی را کلی میکنید. شما بقر و غنم را تصور نمیکنید، بلکه انسان را تصور میکنید؛ آن هم نه مفهوم انسان، بلکه حقیقت خارجی آن را تصور میکنید، و همان حقیقت خارجی را بر تمام افراد زمین منطبق میکنید.
نحوۀ انطباق وجود بر مصادیقش
تلمیذ: این قابل انطباق بودنش از باب تصور ذهنی نیست، بلکه از باب تعمل عقلی است، و تمام آن اشکال را ساقط میکند.
