
جلسه ۲۰
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۰
18اختلاف آثار و عوارض و تعینات موجب نمیشود که انسان از تعین رفع ید کند؛ یعنی در عین اینکه تعین را میبیند و ترتیب اثر میدهد و بر این اساس، تربیت میکند و تشریع و تکلیف میآورد؛ ولی در عینحال در همۀ عالم بیشتر از یک حقیقت نمیبیند.
عرفان و فلسفه باهم فرقی نمیکنند و یکی هستند، الاّ اینکه عرفان شهود و وجدان است، یعنی عارف تعین را میبیند، ماهیت را میبیند، مفهوم کلی را میبیند و همۀ چیزهایی که در فلسفه است عارف در قلب و وجدانش میبیند، ولی فیلسوف در ذهنش میبیند؛ لذا اصلاً تفاوتی ندارند.
رابطۀ وجود و ماهیت و امکان
تلمیذ: آیا تقسیم وجود به ممکن و واجب با اصالةالماهیة سازگارتر است؟
استاد: اصلاً بهطور کلی همینکه شما در مورد ممکن و تعیّنی بحث میکنید که هنوز تحقّق ندارد و صورت پیدا نکرده است و نیاز به علّت دارد، برگشت این بحثتان به ماهیّت است؛ ولی چون ماهیت یک امر عدمی است، خواهینخواهی به وجود برمیگردد. شما نمیتوانید این را انکار کنید که وجود است که دارد خودش را به این شکل برمیگرداند، نه ماهیت. ما اسم این تبدل وجود را امکان میگذاریم. بله، امکان به نفس وجود برنمیگردد، بلکه به تبدلی از وجود برمیگردد که ماهیتی از آن تبدل انتزاع میشود که ما به آن ماهیت، ممکن بالذّات میگوییم، یعنی وجوب بالغیر، در قبال وجوب بالذّات.
بالأخره برگشت همۀ اینها به وجود است؛ منتها اگر این وجود را بدون هیچگونه تبدل و تغیری نگاه کنیم، هیچ بحثی در آن نمیماند و فقط یک وجود صاف و آرام در مقام ثبوت است که نه وجوب بر آن حمل میشود و نه امکان بر آن حمل میشود. البته بهخاطر انتزاع وجوب از ذات و بهجهت تساوی وجود و وجوب، وجوب بر آن حمل میشود. بر چنین وجودی نه علت و معلول حمل میشود و نه أسود و لا أسود حمل میشود، چون در مقام ثبوت هیچ تغییر و تبدلی نیست، بلکه فقط یک حقیقت بحت و بسیطی است که هیچ عرضی بر آن عارض و طاری نشده است.
