
جلسه ۲۰
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۰
19همینکه این وجود بخواهد یک بال تکان بدهد و اینطرف و آنطرف بشود، یکدفعه همین اینطرف و آنطرف شدن، این اوضاع را پیش میآورد؛ یک بال تکان میدهد و یکی علت میشود و دیگری معلول میشود، یک بال دیگر تکان میدهد و یکی مجرد میشود و دیگری ماده میشود، یک بال دیگر تکان میدهد و یکی عقل میشود و دیگری نفس میشود، یک بال دیگر تکان میدهد و یکی نبات میشود و دیگری جامد میشود، یک بال دیگر تکان میدهد و یکی روح میشود و دیگری بدن میشود. آنوقت آنچه که بدن شد، یکی سیاه میشود و دیگری سفید میشود، یکی وزنش زیاد میشود و دیگری وزنش کم میشود، یکی دارای این خصوصیت میشود و دیگری دارای آن خصوصیت میشود.
ما از این تغییراتی که هست، انتزاعاتی میکنیم: یکی را اینجا میگذاریم و دیگری را آنجا میگذاریم، بعد تفاوت این و آن را با هم میسنجیم و بر این، اسم ماهیت میگذاریم و بر آن هم اسم ماهیت میگذاریم و میگوییم: اینکه الآن بهوجود آمده است تعین وجود است و با خود اصل وجود دارای دوگانگی است؛ یعنی دو حالت قبل و بعد اینها سنجیده میشود وحقیقتی که بین هر دوی اینها هست سنجیده میشود و با توجه به این انتزاع، اسم این را وجود میگذاریم و اسم آن دو حالتش را ماهیت میگذاریم. آن چیزی که قبلاً در یک حالت بوده است وجود میشود و این چیزی که الآن به حالت دیگری درآمده است ماهیت میشود. دوباره اینها را با هم میسنجیم، یکی علت میشود و دیگری معلول میشود، یکی ماده میشود و دیگری مجرد میشود، یکی جنس میشود و دیگری فصل میشود. همۀ اینها بهخاطر تبدلات وجود است؛ لذا اگر وجود از اول تبدلی نداشت، این اوضاع هم نبود، یعنی نه علتی بود و نه معلولی، نه مادهای بود و نه مجردی.
بنابراین ماهیت عارضی از عوارض وجود است که نفس آن عارض هم خود وجود است، نهاینکه وجود مثل موضوعی است که قبلاً تحقق خارجی داشته است و بعد ماهیت میخواهد بر آن عارض شود، بلکه ما از تبدل و تعین خود آن وجود و از سنجیدن حالت قبل و بعد آن وجود، امکان ذاتی را انتزاع میکنیم، امکان استعدادی را انتزاع میکنیم، قوّه را انتزاع میکنیم، فعلیت را انتزاع میکنیم، هیولا را انتزاع میکنیم و ماده را انتزاع میکنیم. همۀ اینها بهخاطر تبدلاتی است که او در خودش دارد ایجاد میکند. ما برای هر تبدلی یک اسم خاص میگذاریم که با اسم دیگری فرق میکند. اسمها دیگر تفاوت پیدا میکنند و انسان براساس آن اسمها ترتیب اثر میدهد: ترتیب اثری روی جماد میدهد که روی نبات نمیدهد، و ترتیب اثری روی حیوان میدهد که روی نبات و جماد نمیدهد. همۀ اینها درست است و از خواصّ خود ذات وجود است که خود ذاتش این خواص را برای خودش ایجاد کرده است.
