
جلسه ۲۰
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۰
20بنابراین امکان ذاتی به ماهیات برمیگردد و اصل و منشأ امکان ذاتی عبارت از ماهیت است، و انتزاع خود ماهیات از وجود است؛ پس برگشت همۀ اینها به وجود است.
این بحث امکان و وجوب از اوصاف و عوارض انتزاعی از ذات وجود بهلحاظ تبدل و عدم تبدل و بهلحاظ تغیر و عدم تغیر است. آنوقت بحث علیت و معلولیت هم از همینجا پیدا میشود.
تلمیذ: اگر ما از اول، تقسیم وجود را به واجب و ممکن بههم بزنیم و بگوییم: وجود یا بالذّات است و یا بالغیر است، دیگر بهانه بهدست منکرین فلسفه و قائلین به اصالةالماهیة نمیافتد که بگویند: یک ممکنالوجود داریم و یک واجبالوجود داریم.
استاد: حقیقتش یکی است و فرق نمیکند؛ یعنی وجوب بالغیر، همان امکان ذاتی است که وجوبش را از غیر گرفته است، پس در ذات خودش ممکن بوده است.
تلمیذ: این تفسیر بنا بر نظر قائلین به اصالةالوجود است. آیا قائلین به اصالةالماهیة اینها را جدا میدانند؟
استاد: اصالةالماهیة نسبت به ماهیت قائل به تأصّل است؛ اما نسبت به خود خدا قائل به ماهیت نیست، بلکه در خدا قائل به وجود است و میگوید که ماهیت نمیتواند در آنجا راه پیدا کند. آنوقت در آنجا بحث میشود که چطور ممکن است که علت، غیر از خودش را افاضه کند؟! یعنی در بحث اصالةالماهیة که وجود، مبدأ اول است آیا ممکن است که وجود افاضۀ ماهیت کند؟! آنوقت بحث جعل را مطرح میکنند و میگویند: جعل را افاضه کرده است. حالا در آنجا باید ببینیم که جعل چیست؛ [چون] ما غیر از وجود و ماهیت چیز دیگری احساس نمیکنیم.
رابطۀ تشخص و وجود
تلمیذ: [آیا قاعدۀ] «الشیءُ ما لم یَتَشَخَّص لم یوجَد» مخصوص به وجود خارجی است یا شامل وجود ذهنی هم میشود؟
استاد: هر چیزی که اسم وجود برآن باشد باید تشخص پیدا کند؛ پس در وجود ذهنی هم همینطور است و فرقی نمیکند و تشخص ذهنی دارد. البته هر وجودی تشخّص مناسب با خودش را دارد. لذا آن [تشخصی] که در ذهن هر کسی هست، با [تشخص ذهنی] دیگری فرق میکند.
