
جلسه ۲۰
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۰
22تمام این حقایق عبارت است از همان سر سوزن. به آن سر سوزن مقام اجمال میگویند، و به آنچه در بیرون وجود دارد مقام تفصیل میگویند. مراتب کثرت همین است. آنوقت این سر سوزن در هر مرتبه تشخصی دارد؛ آنجایی که هست تشخصش بهاندازۀ سر سوزن است، یک متر جلوتر تشخصش بیشتر میشود، دو متر جلوتر تشخصش بیشتر میشود، به پرده که میرسد یکدفعه بیست متر مربع میشود.
تلمیذ: میتوان گفت که تمام موجودات با تشخصشان در ذات هستند، منتها متناسب با مقام ذات؟
استاد: نهخیر، اصلاً هیچ تشخّص و تناسبی از موجودات در مقام ذات لازم نیست. الآن مثلاً این کتاب به همین کیفیتش مناسب با ذات است و اگر مناسبت نداشته باشد بینونیت حاصل میشود. این بینونیت از کجا آمد، درحالیکه چیزی غیر از ذات نیست؟! لذا آن بحثی که من مطرح کردم که ماده در عین ماده بودن مجرد است، در اینجا بهدرد میخورد. در اینجا هیچ تفاوتی نیست، تفاوت فقط در صورت است و بین صورت و حقیقت هیچ فرقی وجود ندارد.
رابطۀ مجرد و ماده
این بحث سنخیتی که مطرح کردهاند و عقول عشره را درست کردهاند، اشتباه است؛ چون اینها خیال میکنند که یک شیء مادی با ذات که مجرد است در تنافی است. آنها مسئلۀ سنخیت را به این کیفیت بیان کردهاند:
این آهن و فولاد با ذات پروردگار که مجرد محض است چه نسبتی دارد؟! این خدایی که اینقدر لطیف است، با این چیزهای زمخت مثل چغندر که اینقدر سفت است چه نسبتی دارد؟! پس باید یک سلسله مراتب طی شود تا در آن سلسله مراتب کمکم این را زمخت و سفت کند، لذا ما به علت نیاز داریم. آن علت پایینتر قدری زمختتر و سفتتر و خشنتر است. وقتی به عالم مثال میرسد که دارای صورت تامه است و لباس مثالی دارد، این مثال میتواند ماده را خلق کند. در واقع عالم مثال، پل ارتباطی بین ماده و مجرد است و به همین جهت است که به آن «برزخ» میگویند. این پل ارتباطی است که از یک طرف به مجرد وصل است و از طرف دیگر به ماده وصل است تا این ماده از آن مجرد ارتزاق کند.
