
جلسه ۲۰
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۰
23اما این مسئله مربوط به سنخیت نیست. چون اگر ما سنخیت را برداریم اصلاً شرک و کفر لازم میآید و بهاندازۀ تکتک افراد، خدا و آلهه بهوجود خواهد آمد. این ماده همان مجرد است، منتها صورت ماده را بهخود گرفته است؛ اما صورت بهخود گرفتن، آن را از حقیقت تجردش خارج نمیکند.
اینکه مدّ دارد و کشیدنی است و قابل کون و فساد است و در زمان واقع میشود، بهخاطر این است که دارای ماده است و از این نظر به آن «ماده» میگویند.
تلمیذ: بالأخره این کثرات کجا میروند؟! آیا حقیقی است یا حقیقی نیست؟
استاد: کثرت حقیقی است، ولی استقلالی نیست؛ حقیقی با استقلالی دو تا است، و همۀ إشکال در همین است. کثرت، کثرتِ حقیقی است. اگر حقیقی نباشد اصلاً تمام زندگی عالم بههم میخورد، اصلاً ما احساس میکنیم که این واقعیت با این واقعیت دو تا است و این تعین با این تعین دو تا است. همۀ این کثرات، کثرات واقعی هستند و این واقعیت از نفس وجود بهوجود آمده است، پس غیر از وجود چیزی نیست؛ نهاینکه این کثرات باعث میشود که وجود هم متکثر شود تا شما اشکال کنید که وجود یک حقیقت واحده است و قابل تکثر و تقسیم نیست. در اینجا خود نفس وجود، صورت بهخود میگیرد و در خودش تبدل و تغیر بهوجود میآورد؛ یعنی خودش بهوجود میآورد و خودش برمیگرداند، خودش کشش میدهد و خودش جمع میکند، خودش بسط میدهد و خودش اجمال میآورد. همۀ اینها کار خود وجود است. ما اسم بسطش را کثرت میگذاریم و اسم جمعش را وحدت میگذاریم. پس نمیتوانیم بگوییم که بسط کردنش واقعی نیست و دروغ است؛ چون دارد بسط میکند.
بهعنوانمثال وقتی شما دو کیلو پرتقال میخرید، شیرینهایش را جدا میکنید. اگر همۀ اینها دروغ است چرا در هم نمیریزید؟! بنابراین کثرت واقعیت دارد، مزۀ شیرینی و مزۀ ترشی واقعیت دارد، تلخی و شوری واقعیت دارد، بیمزگی واقعیت دارد، قرمزی و سفیدی و سیاهی واقعیت دارد؛ منتها مسئله این است که واقعیتش چیزی جز وجود نیست.
