
جلسه ۲۰
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۰
8حالا منشأ این انتزاع چیست؟ اگر منشأ این انتزاع، تشخص و عدم تغیر خارجی باشد پس این صور و تبدل از کجا آمده است؟ لذا دو اصل منشأ این انتزاع است: اصل اول آن حقیقتی است که متبدل میشود، و اصل دوم آن تبدلی است که پیدا میشود، که همان وجوب بالغیر است. این وجوب بالغیر همان امکان ذاتی است؛ یعنی همینکه خودش ـ نه دیگری ـ خودش را تغییر داده است، آن حالت بعدیِ قبل از حالت اولی، امکان ذاتی میشود.
ما اسم این تبدل را ماهیت میگذاریم. ماهیت امر عدمی است و اصلاً چیزی در خارج نیست، منتها ما آن را از خارج انتزاع میکنیم؛ مثلاً میبینیم این تبدلی که الآن پیدا شد شیرین شد و آن تبدّلی که پیدا شد ترش شد، لذا میگوییم که این تبدل با آن تبدل فرق میکند و اسم این را ترشی میگذاریم و اسم آن را عسل میگذاریم، ولی هر دو از خود آن حقیقت است و هیچکدام را از جای دیگری نیاورده است.
ماهیت انتزاعی و اعتباری است و غیر از وجود چیزی نیست، بلکه اصلاً ماهیت همان نفس الوجود است؛ یعنی این ماهیت عبارت از همان وجودی است که خود آن وجود شکل گرفته و خود آن شکل هم وجود است، نهاینکه شکل آن یک صورت خارجی است که به وجود چسباندهاند و مثلاً زید شده است، بلکه ادامه و نفس الوجود است. ما اصلاً به اندازۀ ذرّۀ مثقالی و به اندازۀ یک میلیمتر هم حقیقتی خارج از وجود نداریم! منتها آن وجود یکوقت مایع است و یکوقت جامد است، یکوقت موضوع است و یکوقت عرض است، یکوقت جسم است و یکوقت کیف است. منتها ما به لحاظ اصل این عوارض اینطور خیال میکنیم که بدن که موضوع برای عوارض است، دارای اصالت است پس حقیقت است و ما این را عارض میدانیم، اما رنگ آن که عوض میشود، مجازی است و ما آن را معروض میدانیم؛ اما در واقع هر دو یکی هستند و هیچ تفاوتی با هم ندارند. ما اسم آن را ماهیت میگذاریم و اسم این را وجود میگذاریم. ما به همۀ اینهایی که به این شکل درّاک بهوجود آمدهاند و دارای حس و لون هستند و مستوَیالقامة و دارای این خصوصیّات هستند ماهیت میگوییم، و به این صورتها و رنگ و وضع و... که بر آن ماهیت عارض شدهاند عرض میگوییم.
