
جلسه ۲۰
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۰
9بنابراین همانطوریکه مرحوم آخوند و امثال ایشان هم میفرمایند، ما وجود اعراض را وجود ضعیفی میدانیم. لذا میگویند: اضافه از ضعیفترین مقولات وجود است.1 یعنی شما در اضافه غیر از نفس الشّیئین که بین آنها اضافه برقرار شده است، چیز دیگری احساس نمیکنید؛ مثلاً فوقیّت و تحتیّت عبارت از یک سقف و یک ارض است، و ابوت و بنوت عبارت از دو ذات است. لذا میگویند: اضافه یکی از مراتب بسیار ضعیف وجود است و فقط نفس ارتباط بین دو شیء است، والاّ این پدر برای خودش در آنجا ایستاده است و این پسر هم برای خودش در اینجا ایستاده است و هیچ ربطی با یکدیگر ندارند و حتی شاید تا آخر عمر هم یکدیگر را نبینند! پس این چه اضافهای است و این چه حصّهای از وجود دارد؟
اما این براساس ادراکات ما است که به یکی کم بها میدهیم و به یکی زیاد بها میدهیم. اگر ما به حقیقت شیء نگاه کنیم، میبینیم که تمام سرمایۀ اصلی و آنچه واقعی است و همۀ این عوارض و اوصاف بر او حمل میشود، آثار و خواصّ نفس خود وجود است؛ منتها خاصیت وجود این است که گاهی اوقات اصل مایع را درست میکند و گاهی اوقات رنگ و طعم آن مایع را هم درست میکند، ولی هر دو یک امر واحد هستند.
بهخاطر همین است که میگویند: ماهیت یک امر عدمی است و ما آن را از وجود انتزاع میکنیم. یعنی حقیقت وجود یک امر واحد است و خود وجود است که خودش را به این شکل و به این کیفیت درآورده است. بعد میبینیم که این کیفیت میرود و بهجایش کیفیت دیگری میآید، مثلاً این انسان میرود و بهجایش انسان دیگری میآید، لذا میگوییم: انسانیّت صورتی بود که این وجود بهخودش گرفته بود. پس اینکه این صورت یک امر عدمی است یعنی اصلاً در واقع چیزی غیر از وجود نیست تا این ماهیت بر آن عارض شود، بلکه هرچه در خارج هست همان وجود است، منتها صور وجود تفاوت پیدا میکند. ما اسم آن صور را ماهیت میگذاریم.
- الحکمة المتعالیة، ج ٤، ص ٢٠٠.
