
جلسه ۲۱
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۱
7مرحوم آخوند میفرمایند: اگر ما امور عامه را به اموری تفسیر کنیم که اختصاص به یکی از اینها نداشته باشد و فقط یک قسم را در بر نگیرد، ممکن است شما بگویید که کمّ متصل هم جزء امور عامه است، چون بهلحاظ جسم تعلیمی، هم بر جوهر عارض میشود و هم بر عرض عارض میشود و هر دو تا را در بر گرفته است؛ اما اینطور نیست.
این کتاب یک جسم طبیعی دارد که وزنش نیم کیلو است، و یک جسم تعلیمی دارد که عبارت است از مکعب مستطیل بودنش در صورت ذهنیۀ ما. اینصورت ذهنیه را نمیتوان در دست گرفت؛ چون شما چیزی را میتوانید در دست بگیرید که وزن داشته باشد، ولی این وزن ندارد و فایدهای هم ندارد.
انسان باید همیشه بهدنبال مسائلی برود که در خواب و خیال و اهواء و احلام و... نباشد. آن قضیۀ مولانا را دیدهاید که حال و هوای دنیا را به آن شخصی تشبیه میکند که در خواب میدید که دارد با یک زن جماع میکند، بعد وقتی که از خواب بیدار میشود میبیند که باید به حمام برود و فقط ضعفش برایش مانده است، و هرچه بهدنبال آن زن میگردد او را پیدا نمیکند!1
آن جماع، صورت ذهنیه بوده است و نمیتوان آن را در دست گرفت. بعد میفرماید: همۀ این امور دنیا هم خواب است، و مثل آن شخصی است که در احتلام بهسر میبرد.
ما خیال میکنیم که اینها مسائل واقعی و حقیقی است، ولی یکدفعه میبینیم که عمر تمام شده است و همه را باید بگذاریم و برویم! میگوییم: ای وای، من بیچاره شدم و اینهمه بهدنبالش دویدم تا این را تحصیل کردم! ولی میگویند: ای بیچارۀ بدبخت، تو خواب بودهای؛ حالا باید همۀ اینها را بگذاری، و آن چیزی که با خودت میبری فقط همان چیزی است که در دستت میگیری، و آن چیزی که باقی میگذاری همه خواب و خیال بوده است که بهدنبالش بودهای!
حالا جسم تعلیمی هم مثل قضیۀ همین بندهخدا است، یعنی نمیتوان در دست گرفت، چون یک صورت ذهنیه است که عارض بر ماده میشود؛ مثلاً اینکه شما الآن این کتاب را مشاهده میکنید، بهخاطر این است که یک جسم تعلیمی عارض بر این شده است، والاّ این کتاب در مغز شما نمیآید، چون مغزتان منفجر میشود! حتی کمتر از این هم نمیتواند در مغزتان بیاید؛ بلکه هر چیزی جسم تعلیمیاش که عارض بر آن شده است در مغز شما جا میگیرد. لذا اگر اینطور باشد یک کوه هم در مغز انسان جا میگیرد، کرۀ زمین هم جا میگیرد، سماوات هم جا میگیرند؛ چون باعث تصور تمام اینها جسم تعلیمیشان است. در اینجا هیچ فرقی نمیکند که آن جسم تعلیمی یک مکعب باشد یا هرم باشد یا مخروط باشد.
- مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفتر اول، ص ٢٢.
