
جلسه ۲۱
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۱
8آنوقت سطح هم که خودش عرض است، عارض بر جسم تعلیمی میشود. پس عروض سطح بر جسم هم بهلحاظ جسم تعلیمیاش است؛ یعنی چون این کتاب دارای جسم تعلیمی است، لذا سطح عارض بر آن میشود.
بناءًعلیهذا کم متصل اختصاص به یکی از اینها ندارد، بلکه هم بر عرض عارض میشود و هم بر جوهر عارض میشود، پس کم باید جزء امور عامه باشد.
تلمیذ: اما واجب را در بر نمیگیرد!
استاد: بله، آنچه ما در امور عامه از آن بحث میکنیم، به خود موجود برمیگردد، نه به خصوصیّت یک موجود؛ اما جوهریت یکی از خصوصیّات وجود است و یک وجود مقید است. لذا کمّ متصل اختصاص به ممکن دارد و واجب را در بر نمیگیرد.
اما این تعریفی که در اینجا هست این است که امور عامه اموری هستند که لا یختصّ بقِسمٍ مِن اقسام الموجود؛ «مختصّ به یک قسم از اقسام ثلاثه موجود نباشد.» یعنی اگر ما شیئی را پیدا کردیم که مخصوص عرض بود و آن دو تای دیگر خارج بود، این جزء امور عامه نیست؛ یا اگر مخصوص جوهر بود و آن دو تای دیگر خارج بود، این جزء امور عامه نیست؛ یا اگر فقط مخصوص واجب بود، مثلاً بحث در مورد صفات باری تعالیٰ و الهیّات خاصه، جزء امور عامه نیست، چون فقط اختصاص به واجب دارد. بنابراین اگر اختصاص به یکی از اینها داشت دون بقیه، به آن امور عامه نمیگویند. ولی کم متصل اختصاص به یک قسم ندارد، بلکه اختصاص به دو قسم دارد؛ یعنی هم جوهر را در بر میگیرد و هم عرض را در بر میگیرد. بنابراین باید بگوییم جزء امور عامه است.
تلمیذ: آیا اینکه بگوییم جوهر و عرض و واجب، یا اینکه بگوییم واجب و ممکن، از تقسیمات فلسفی است؟
استاد: بحث راجع به اینکه ما سه چیز داریم، واجب و جوهر و عرض، اصلاً مفروغٌعنه است.
ما تعریفمان را چگونه بناء کنیم؟ ممکن است بگویید: المعنیٰ فی بطن الشاعر؛ مثلاً ممکن است بگویید که کم به ممکن برمیگردد، یا ممکن است بگویید که کم به وجود طبعی ممکن برمیگردد نه به وجود مجرد آن؛ اما تعریف این را نمیرساند. آن چیزی که در تعریف هست این است که امور عامه اموری است که مختصّ به یک قسم از این اقسام ثلاثه نباشد، و ما میبینیم که کم به دو قسمش مربوط است، پس کم جزء امور عامه است.
