
جلسه ۲۲
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۲
11رابطۀ معنا و قصد و ظهور و حجّیت
پس در آنجایی که ما لابشرط اخذ میکنیم، میگوییم: کلمه آن صوتی است که دلالت بر معنایی دارد. بنابراین مثلاً چون «دیز» دلالت بر معنایی ندارد، کلمه نیست؛ بلکه این فقط یک صوت مانند بقیۀ صداهایی است که هیچ معنایی ندارند. ولی «زید» معنا دارد، حالا سواءٌ اینکه آن لافظ، قاصد این معنا باشد یا قاصد این معنا نباشد. لذا اگر دیوانه هم حرفی به شما بزند، شما معنایی از حرف او میفهمید و نمیتوانید بگویید که چون دیوانه بود من هیچ چیزی نفهمیدم! این بحث، بحث خیلی مهمّی است، و آن اینکه در دلالت الفاظ بر معانی خودشان قصد لافظ شرط نیست.
البته این بحث با بحث ظهور فرق دارد. از اینجا ما میفهمیم که بحث «ظهور» یک بحث است و «دلالت الفاظ» یک بحث دیگری است. بهعنوانمثال اگر شخصی در خواب حرفی بزند، مثلاً بگوید: «من آب میخواهم، به من آب بدهید!» با اینکه قطع دارید که او در خواب است، ولی دلالت این حرفش بر معانی اولیه و معنای مطابقیاش بلا شکٍ و لا شبهه است؛ یعنی وقتی که میگوید: «به من آب بدهید!» در نظر شما جملۀ «به من آب بدهید» میآید، نه جملۀ «به من نان بدهید»! اما این لفظ اصلاً ظهور در این معنا ندارد، چون آدم خواب این حرف را زده است، و ظهور همیشه دلالت بر قصد متکلم میکند.
لذا حجیت از متفرعات ظهور و از لوازم ظهور است ـ البته حجیت بهمعنای ظهور و مساوی با آن نیست ـ لذا اصلاً هرجا ظهور است در آنجا حجیت هم است، نهاینکه حجیت با ظهور منافات داشته باشد. بنابراین بعضی وقتها که شما میبینید کشفخلاف میشود، آن کشفخلاف به حجیت ظهور مربوط نیست؛ چون کشف خلاف در مورد نص هم همینطور است و گاهی اوقات در یک مسئله نص هست، بعد مولا تخصیص میزند و یا آن را نسخ میکند. پس اصلاً امکان ندارد که ظهوری باشد و در آنجا حجیت نباشد.
