
جلسه ۲۲
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۲
12بناءًعلیٰهذا، در باب اعراض آنچه انسان تصور میکند، یک تصور استقلالی منحاز از موضوع و جوهر است؛ منتها بعد نسبت به هر موضوعی که بر آن حمل بشود، این را لابشرط اخذ میکند. این مقدمهای بود برای این بحثی که مرحوم آخوند دارد.
نحوۀ تبیین یک معنای لابشرط بهوسیلۀ قیود بشرطلا
تلمیذ: آیا میتوانیم اینطور بگوییم که در اینجا خود معنای بشرطلایی در باب اعراض قید برای معنا نیست، اما در مفاهیم اصولی بشرطلائیت قید برای مفهوم است؟
استاد: البته در اصول هم همینطور است، منتها چون در آنجا دقت نمیشود، بهطور کلی بشرطلا را اخذ کردهاند؛ اما اگر شما در همانجا هم این را لحاظ کنید، میبینید که خواهینخواهی از بشرطلا، یک لابشرط خارج میشود. بهعنوانمثال وقتی من میگویم: «اکرم العالم»، شما میگویید: کدام عالم؟ من میگویم: به شرط اینکه اهل دنیا نباشد، به شرط اینکه عالم و درسخوانده باشد، به شرط اینکه مواظب بر افعال و نوافل و واجبات و... باشد، به شرط اینکه دارای اخلاق خوب باشد، من نمیخواهم عالم بد اخلاق دعوت کنم. با این بشرطلاهایی که میآورم، یک مفهوم در ذهن ترسیم میکنم، یعنی در اینجا عالمی منظور اکرام واقع شده است که این خصوصیات را نداشته باشد؛ اما خود این عالم معنای سعی دارد و فقط منحصر در یک نفر نیست، و این لابشرط میشود. یعنی وقتی که شما یکییکی این قیدها را نفی کردید و گفتید: دنیایی نباشد، بد اخلاق نباشد، مواظب بر اعمال و رفتارش باشد، در فلان مسئله دقیق باشد، در مسئلۀ فلسفه فیلسوف باشد ـ البته این سه تا بشرطشیء است ولی در واقع بشرطلا است و دیگری را نفی میکند ـ در اینجا با نفی این قیود، معنایی در ذهن میآید که معنایی انحصاری نیست، بلکه معنایی شامل و عام و قابل توسعه است؛ منتها از هزار تا عالم، شامل صد تا میشود و شامل نهصد تای دیگر نمیشود. این لابشرط میشود؛ یعنی وقتی که این معنا آمد، شما هر کسی را در خیابان با این خصوصیات پیدا کردید، میتوانید او را مشمول اکرام قرار دهید.
