
جلسه ۲۲
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۲
13ببینید، در اینجا لابشرط از بشرطلا بهوجود میآید؛ یعنی وقتی که شما این قیود را یکییکی حذف میکنید، خواهینخواهی معنایی را در ذهنتان ترسیم میکنید. بهعنوانمثال وقتی میگویید که منزلی میخواهم که رو به خیابان نباشد، پس میخواهید داخل کوچه باشد، یا وقتی میگویید که منزلی میخواهم که مشرِف [به خانههای اطراف] نباشد، پس میخواهید در فلان کوچه باشد؛ یعنی همینکه بخواهید این معانی را حذف کنید، معنای دیگری جایگزین خواهد شد؛ یعنی همۀ این چیزهایی که دارید میگویید، مدام دارید معنایی را در ذهنتان میسازید؛ یعنی از یک طرف دارید نفی میکنید و از یک طرف دارید میسازید. ما حصلی که در ذهنتان میآید، قابل انطباق بر کثیرین است، لذا لابشرط میشود؛ چون اگر در اینجا بشرطلا بهعنوان مصداق خارجی باشد [دیگر قابل صدق بر کثیرین نیست].
بله، در مصادیق خارجی مفهوم بشرطلا هست، یعنی به شرط عدم صدقش بر چیز دیگری. لذا وقتی میگوییم که این ضبطصوت یا این کتاب اسفار، دیگر این قابل صدق بر کثیرین نیست، بلکه مختصّ به خودش است: الجزئی ما لا یصدق علیٰ کثیرین. یعنی بهطور کلی در مفهومِ هر مشخصۀ خارجی و هر مصداق خارجی بشرطلائیت هست. بشرطلائیت در اینجا در صورتی است که ما نفس آن جزئی و آن مصداق خارج را در نظر بگیریم، نه مفهومش را. اگر مفهومش را در نظر بگیریم، در اینجا معنای لابشرطی میآید.
منبابمثال «زوجۀ زید» از نظر مصداق خارجی بشرطلا است، یعنی بهشرط عدم صدقش بر کثیرین است؛ اما بهلحاظ مفهومیِ خودش ممکن است زوجۀ زید بر صد هزار نفر یا بر همۀ زنهای عالم حمل شود: هذه تمکن أن تکون زوجة لزیدٍ و هذه و هذه و هذه. لذا میگویند: «جزئی» بهلحاظ مصداقش قابل صدق بر کثیرین است و شما میتوانید به این بگویید: جزئی، به آن بگویید: جزئی، به آن بگویید: جزئی، و... که همۀ اینها مصادیق جزئی هستند، پس به لحاظ مصداق قابل صدق بر کثیرین است؛ اما بهلحاظ مفهومش قابل صدق بر کثیرین نیست، چون جزئی به لحاظ مفهومش همان است که صدق بر کثیرین نکند.
