
جلسه ۲۴
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۴
11تعریف عرض غریب و عام
اما عرض غریب و عرض عام، عرضی است که از خود حیوان بالاتر است. بهعنوانمثال اگر شما سواد را بر انسان حمل کنید و بگویید: «الانسان اسود»، الآن حمل سواد بر انسان بهلحاظ ذات انسان نیست، بلکه بهلحاظ جسمیت او است؛ درحالیکه انسان با جسم انسان تفاوت دارد! جسم، تخصص استعداد را حیازت کرده است، لذا شما در اینجا به او اسود میگویید؛ نهاینکه انسان چون انسان است باید اسود باشد، بلکه انسان بما هو انسان لون و رنگ و سیاهی و سفیدی و قرمزی و... نمیپذیرد. لذا انسان بما هو انسان نفسٌ ناطقةٌ علویٌ در اینجا تنازل کرده است. اما لحم اینطور نیست، بشره اینطور نیست، مو اینطور نیست؛ چون اینها انسان نیستند، بلکه اینها جهت مادی انسان هستند. جهت تخصص استعداد همان چیزی است که یک عرض را ذاتی میکند و یک عرض را غریب میکند و جدا میکند و آن را از ذاتی بودن درمیآورد.
تعریف عرض قریب
یک معنای دیگر هم برای عرض غریب هست که مرحوم آخوند در اینجا بهکار بردهاند ـ این معنای غریب با آن معنایی که الآن عرض کردیم تفاوت دارد ـ و آن این است:
یکوقت ما عرضی را بلا واسطه بر یک شیء حمل میکنیم، مثلاً ما ناطق را بلا واسطه بر انسان حمل میکنیم و هیچ واسطۀ در عروضی نداریم؛ این عرض در اینجا عرض ذاتی قریب است. اما یکوقت یک عرض را بر یک ذات بهواسطه حمل میکنیم، منتها آن واسطه جدای از این ذات نخواهد بود؛ مثلاً ما ناطق را بر حیوان بهواسطۀ انسان حمل میکنیم؛ این عرض در اینجا عرض غریب است، ولی از ذاتی بودن جدا نیست. ذاتیِ غریب در اینجا بهمعنای واسطه است، ولی نه واسطهای که خارج از ذات خودش است، بلکه واسطهای که داخل در ذات خودش است و از انواع خود آن موضوع است.
اختلاف در این دو معنا باعث شده است که بعضیها در این عبارت دچار اشتباهاتی بشوند؛ چون در اینجا عرض ذاتی است، ولی ذاتی غریب. در اینجا قریب دو اصطلاح دارد، لذا باعث اشتباه شده است: یک اصطلاح بهواسطه است و یکی هم بدون واسطه؛ آن که اعم باشد غریب (با غین) میشود و آن که اخص یا مساوی باشد قریب (با قاف) میشود، و این همان ذاتی است.
