جلسه ۲۸
17عینیت وجود مادی خارجی با وجود ذهنی اشیاء براساس قاعدۀ «بسیط الحقیقة کلّ الأشیاء»
این مسئلۀ بسیار مشکل و دقیقی است که چطور ممکن است که شیرینی درعین شیرین بودن، به شوری و تلخی و ترشی متبدل شود و ترشی درعین ترش بودن، به شوری و شیرینی متبدل بشود و در عینحال، هردو در یک جا باشند، یعنی در یک جا هم ترشی باشد و هم شوری، و وجود واحد هر دو را در آنِ واحد داشته باشد.
لذا اگر به قاعدۀ «بسیط الحقیقة کلّ الأشیاء» ملتزم بشویم باید ملتزم به این بشویم که حصص وجودیۀ این بسیط الحقیقة هیچگونه تعارض و تضادی با یکدیگر ندارند. بنابراین هر وجودی ولو وجود خارجی میتواند با وجود ذهنی اجتماع پیدا کند؛ چطور اینکه واقعیت هم همینطور است، یعنی در عالم نفس و در عالم احاطۀ علّی و احاطۀ ولایی، هیچ وجود خارجیای رادع و مانع از این استیلاء نیست.
بهعبارتدیگر، این مسئله برای ما مشکل است و ما نمیتوانیم بین مجرد و ماده جمع کنیم. لذا وقتی یک ماده را احساس میکنیم یک سدّ اسکندری بین آن و بین مجرّد فرض میکنیم؛ یعنی ماده در این محدوده قابل تسری به این مجرد نیست و این مجرد هم در این محدوده قابل تسری به آن ماده نیست، و این دوتا با همدیگر جنگ دارند؛ مجرد اینطرف است و یک دیوار چین در مقابلش است و آنطرف هم ماده است، مثل باغوحش که اینطرف شیر و ببر و پلنگ گذاشتهاند و آنطرف هم غنم و آهو و... گذاشتهاند که اگر اینطرف بیایند خورده میشوند، و یک حصار گذاشتهاند تا به یکدیگر تجاوز نکنند. تصور ما از ماده و مجرد هم همینطور است، یعنی مثلاً یک دیوار چین بین اینها قرار دارد. اگر این دیوار چین را برداریم و مجرد و ماده را به قاعدۀ «بسیط الحقیقة» یکی ببینیم، در اینصورت دیگر صور هم با یکدیگر تعارضی ندارند.
تلمیذ: عبارتی ملاّصدرا دارند که موجودات ذهنیای که از خارج در ذهن ما میآیند شکل تکاملیافتۀ همان اشیاء خارجی هستند؛ یعنی در یک سیر تکاملی تبدیل میشوند. بنابراین آنچه در ذهن میآید حقیقتاً همان چیزی است که در خارج است، ولی شکل متکامل آن است. آیا از این راه هم میتوانیم بگوییم که این همان فرمایش شما است؟

