جلسه ۲۸
14الحق در مغز سرکار *** گچ خوابیده یک خروار! فکلّ مَا یرتسم من الوجود فی النفس و یعرض له الکلیة و العموم فهو لیس حقیقة الوجود، بل وجهًا من وجوهه و حیثیةً من حیثیاته و عنوانًا من عناوینه.
«هر چیزی از وجود که در نفس ارتسام پیدا کند و کلّیت و عموم بر آن عارض شود، این حقیقت وجود نیست، بلکه وجهی از وجوه وجود و حیثیتی از حیثیات وجود و عنوانی از عناوین وجود است (و حدّی از حدود وجود و صورتی از صور وجود و تعینی از تعینات وجود است).»
یعنی وقتی ما میگوییم: «وجود ذهنی» و «وجود تصوری» و «وجود ماهوی»، اینها عناوینی هستند که برای وجود أخذ میکنیم، ولی خود حقیقت وجود خارجی داخل در ذهن انسان نمیشود. البته این مسئله جای تأمل و دقت دارد و إنشاءاللَه عرض میکنیم.
فلیس عموم مَا ارتسم من الوجود فی النفس بالنسبة إلَی الوجودات عمومَ معنَی الجنس، بل عموم أمرٍ لازم إعتباریٍ إنتزاعی کالشیئیة للأشیاء الخاصة من الماهیات المتحصّلة المتخالفة المعانی.
«عموم آنچه از وجود در نفس نسبت به وجودات ارتسام پیدا میکند، عموم معنای جنسی نیست.»
یعنی اینکه ما این وجود را بر همۀ وجودات حمل میکنیم و میگوییم: «الانسان موجود، زید موجود، الغنم موجود، الشجر موجود، الحجر موجود»، معنایش این نیست که وجود، جنس اینها است و بهواسطۀ یک فصل، نوع خاصی از وجود را تشکیل میدهد؛ چون وجود مافوق جنس است.
«بلکه این عموم امری است که لازمۀ اشیاء خارجی است و ما آن را از حاقّ اشیاء خارجی اعتبار و انتزاع کردهایم؛ مثل عموم «شیء» که آن را برای اشیاء خاصّه از ماهیاتی که متحصل هستند و معانیشان با هم تخالف دارند انتزاع میکنیم.»
مثلاً همینکه ما به این ضبطصوت نگاه کردیم و دیدیم که در کنارمان هست ولی قبلاً نبوده و شخصی این را آورده و جلوی ما گذاشته است، ما بین این دو حالت تفاوتی میبینیم و اسم این تفاوت را «وجود» میگذاریم. این وجود از همین تفاوتی انتزاع شد که ما از بودن و نبودن شیئی احساس کردیم. شیئیت هم همینطور است، یعنی وقتی که شما چیزی را درمقابل خودتان میبینید اسم «شیء» را بر آن میگذارید. شیء یعنی چیز، یعنی المشیء وجوده، یعنی مورد خواست انسان است. امر عدمی مورد خواست انسان نیست، بهخلاف امر وجودی که مورد خواست انسان است. آنچه مورد خواست انسان است اسمش را «شیء» میگذاریم. همینطور دربارۀ خداوند تعالیٰ هم میگوییم: «شیءٌ لا کالأشیاء» و این شیئیت را هم از او انتزاع میکنیم. ما از هر چیز خارجی، «شیء» را انتزاع میکنیم.

