جلسه ۲۸
16مثلاً شما مشی را هم به حیوان نسبت میدهید و هم به انسان؛ این عرضی میشود، چون مشی بهنحو تفاوت بر اشیاء متفاوت حمل شده است. وجود هم همینطور است، یعنی هم میگویید: وجود انسان، هم میگویید: وجود حیوان، هم میگویید: وجود حجر و هم میگویید: وجود شجر؛ پس وجود هم باید عرضی بشود. وقتی که وجود عرضی شد، از مقولۀ وجود بیرون میآید و در مقولۀ ماهیات داخل میشود. بعداً این قضیّه برای شما روشن میشود که حمل وجود بر افرادش بهلحاظ ماهوی آنها نیست، بلکه بهلحاظ اثرات وجودی خود آنها است؛ یعنی وقتی که خود وجود بر آنها حمل میشود، بهلحاظ هویت خارجی آنها حمل میشود، نه بهلحاظ ماهیاتشان، چون اصلاً تحقق خارجی آنها به وجود است و وجود مافوق ماهیت است و وجود است که به ماهیت صورت خارجی یا صورت ذهنی میدهد.
مرحوم آخوند در اینجا درصدد بیان این مطلب هستند که وجود خارجی با وجود ذهنی تفاوت دارد، و انقلاب وجود خارجی به وجود ذهنی عقلاً محال است؛ یعنی محال است که یک مرتبه از مراتب وجود در خارج تحقق پیدا کند و به یک مرتبۀ دیگر از مراتب وجود تبدیل شود که عبارت از وجود ذهنی است. بنابراین آن معنای سعی که ذهن انسان ادراک میکند و عبارت از کُنه اشیاء است و عبارت از ماهیت اشیاء است، به آن وجود خارجیای که در مرئیٰ و منظر ما است هیچ ربطی ندارد، بلکه کیفیت و کمیت و اثرات هویّهای و ماهیّهایِ خاص خودش را دارد، و آنچه ما در ذهن میآوریم حقیقت او است، یعنی صورت علمیۀ او را در ذهن میآوریم.
نقد شارح بر استدلال مؤلف
و امّا آنچه در این فصل مورد نظر بود این است که بحث انقلاب ماهیت و انقلاب یک هویت به هویت دیگر بنا بر آن فرضی است که هر ماهیتی که در خارج تعین پیدا میکند، یک تخالف ذاتی با ماهیت دیگر دارد؛ و بهعبارتدیگر، هر وجودی که در خارج تعین پیدا میکند یک تخالف ذاتی و یک غیریت ذاتی با ماهیت دیگر و با وجود دیگر دارد. اما اگر ما با «بسیط الحقیقةِ کلّ الأشیاء» اثبات کردیم که وجود بسیط عبارت است از آن وجودی که نسبت به همۀ تعینات خارجی شمول و عموم دارد، بنابراین با حفظ آن صورت اگر قرار باشد که آن صورت مانع شمول یک هویت دیگر و استیعاب یک تعین دیگر بشود پس این استقلال ذاتی نسبت به دو امر خارجی میشود و این با «بسیط الحقیقة کلّ الأشیاء» سازگار نیست؛ اما اگر «بسیط الحقیقة کلّ الأشیاء» به این معنا بود که این صوری که در اینجا هست با هم اختلاف ذاتی ندارد، بلکه درعین افتراقشان، موجب اجتماع یکدیگر هم میشوند، آنوقت حصص وجودیۀ این بسیط الحقیقة هیچگونه تضادی با یکدیگر ندارند.

