
بیان ونقد نظر شیخ اشراق در اعتباریت وجود
نقد ملاصدرا بر شیخ اشراق در تلازم تحقّق وجود با تسلسل
در این جلسه نظر شیخ اشراق مبنی بر اعتباریّت وجود، طبق بیان ملّاصدرا تقریر میشود. حضرت استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سیویکم از سلسله دروس خارج اسفار، در سه گام، پاسخ به اشکال شیخ اشراق را شرح و تقریر میکنند: گام اول: جواب نحوی و عرفی که مبتنی بر تحلیل لفظ موجودیّت است سپس در گام دوم: جواب منطقی و برهانی ارائه شده و تمثیل تقدّم و تأخّر ارائه میشود؛ در گام سوم با تفکیک اشتقاق ادبی و فلسفی اشکالات را مرتفع میسازد.
بیان ونقد نظر شیخ اشراق در اعتباریت وجود
6میگویند: وقتی که دختر علامه مجلسی با ملا صالح مازندرانی ازدواج کرد ملا صالح مازندرانی خیلی فقیر بود ولی علامه مجلسی صرف نظر از آن اشتهار علمی و مرجعیّت وحیدش در اصفهان و ایران، از متموّلین درجهیک بود و همین پول و تموّل و ثروتش را در راه نشر فرهنگ و رسیدگی به دین و علماء و طلاب و فرستادن و جمعآوری کتب و احادیث و اینها صرف میکرد، و واقعاً از این نظر خیلی به اسلام خدمت کرد! و پدرش از بزرگان و اولیاء بود و مرد صاحبدل و صاحبنفسی بود اما خودش در این وادیها نبود ولی ازنظر ترویج دین قدمهایی برداشت و اجرش محفوظ است و مرد بزرگی بود. به دخترانش هم درس داده بود و أنّها یا مجتهده بودند و یا قریب الاجتهاد بودند و خیلی فاضله بودند؛1 خلاصه یکهمچنین دختری را به ازدواج ملا صالح مازندرانی درآورده بود. ملا صالح مازندرانی تدریس میکرد. در همان اوضاع، یکدفعه یادش آمد که درس فردایش را مطالعه نکرده است، هرچه به کتاب نگاه کرد درس را متوجه نشد بیچاره حق داشت، چون حواسش جای دیگر بود، و خیال میکرد که مطلب مشکل است! در حالی که مطلب مشکل نبود، تو قاطی کردهای! شاید هم مشکل بود، نمیدانم! بعد وقتی که زنش آمد دید، بیچاره خیلی سخت درگیر است ما الاعم و فالاعم داریم، الأمور مرهونة بأوقاتها2 داریم، وقتی که ملا صالح از آنجا بیرون رفت تا تجدید وضو بکند، ـ مثل اینکه این خاطرش از شوهر یکخورده جمعتر بود و کمتر از او قاطی کرده بود ـ او نگاه کرد دید نه مسأله خوب قابل حل است، شروع کرد در حاشیهاش حلّ مسأله را نوشتن. این که آمد یک نگاه کرد دید نه مشکل حل شده است و فهمید مسأله چیست. خلاصه کتاب را بست و رفت شروع به نماز خواندن کرد و تا سه روز به همین حالت بود و به نزد همسرش نرفت و بعداً فرموده بود: من دیدم خداوند یک نعمتی به من داده که از عهدۀ آن نمیتوانم برآیم.3 سه شب است که دارم شکرش را میکنم.
- رجوع شود به بحار الأنوار، ج 102، ص 118؛ سفینة البحار، ج 1، ص 632 ـ 635.
- عوالی اللئالی، ج 1، ص 293.
- رجوع شود به بحار الأنوار، ج 102، ص 124 و 125؛ سفینة البحار، ج 5، ص 144.
