
بیان ونقد نظر شیخ اشراق در اعتباریت وجود
نقد ملاصدرا بر شیخ اشراق در تلازم تحقّق وجود با تسلسل
در این جلسه نظر شیخ اشراق مبنی بر اعتباریّت وجود، طبق بیان ملّاصدرا تقریر میشود. حضرت استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سیویکم از سلسله دروس خارج اسفار، در سه گام، پاسخ به اشکال شیخ اشراق را شرح و تقریر میکنند: گام اول: جواب نحوی و عرفی که مبتنی بر تحلیل لفظ موجودیّت است سپس در گام دوم: جواب منطقی و برهانی ارائه شده و تمثیل تقدّم و تأخّر ارائه میشود؛ در گام سوم با تفکیک اشتقاق ادبی و فلسفی اشکالات را مرتفع میسازد.
بیان ونقد نظر شیخ اشراق در اعتباریت وجود
8یعنی چه ما بتوانیم بهحسب لغت به این بگوییم: «موجودٌ» و چه نتوانیم. در اینجا بین این اطلاق حکیمأنّه و بین اطلاق لغویین افتراق است.
لکن الحکماءُ إذا قالوا: کذا موجودٌ، لم یریدوا بمجردِ ذلک أن یکونَ الوجودُ زائدًا علیه
«[لکن] وقتی که حکماء گفتهاند: این موجود است، [قصدشان این نبود] که [بگویند] بهمجرد اطلاق موجود بر شیء، وجود زائد بر آن است.»
اگر بخواهد وجود زائد بر او باشد، مثل ضارب خواهد بود که ذات ثبت لهُ الضرب است.
بل قد یکونُ و قد لا یکونُ
«بلکه [حمل مفهوم مشتق بر موضوعی] گاهیاوقات زائد است و گاهیاوقات زائد نیست»
کالوجودِ الواجبیِ المجردِ عن الماهیّة
«مانند وجود واجبی که مجرّد از ماهیّت است»
به او هم «موجودٌ» میگویند، نهاینکه فقط به ما موجودٌ میگویند.
فکون الموجودِ ذا ماهیّةٍ أو غیرُ ذی ماهیّةٍ إنّما یعلم ببیانِ و برهانٍ غیرُ نفسِ کونِه موجودًا
«اینکه موجود دارای ماهیّت است یا غیر واجد ماهیّت است، به برهان و بیانی غیر از ”وجود، موجود است“ فهمیده میشود»
یعنی ما بهواسطۀ خود اطلاق موجود نمیفهمیم که این موجود آیا ماهیّت دارد یا ندارد، بلکه موجودٌ بر وجود حمل میشود و ما از خارج میفهمیم که این شیئی که در خارج هست یا بنفسه است که وجود باریتعالیٰ است، یا بغیره است که وجود ممکنات است. این غیر از موجودیّت است. از جای دیگر باید دلیل و برهان آورد.
فمفهومُ الموجودِ مشترکٌ عندهم بین القسمین.1
«پس مفهوم وجود نزد ایشان مشترک معنوی است بین دو قسم»
هم قسمی که احتیاج به علت دارد و هم قسمی که احتیاج به علّت ندارد.
دفع اشکال اشتقاق از مفهوم وجود
و بذلک یندفع ما قیل أیضًا
«[اشکال مذکور مندفع میشود]»
به این بیان که [محمول] موجود از حاقّ خود وجود انتزاع میشود، نهاینکه موجود عبارت باشد از ذاتٌ ثبت له الوجود باشد
من أنّه إذا أخذ کونُ الوجودِ موجودًا
«وقتی که اخذ بشود که آن وجود موجود است»
أنّه عبارةٌ عن نفسِ الوجودِ
«این عبارت از خود وجود است»
- الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 41.
