اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین تشخّص ذاتی وجود

تبیین اوصاف ذاتی و عرضی وجود و اثبات تساوق آن با تشخّص

0
اسفار
جلسات

در این جلسه از درس خارج اسفار به بررسی دو مفهوم «تشخّص» و «تخصّص» در فلسفه اسلامی پرداخته می‌شود.استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌ و‌ چهارم می‌فرمایند: «تشخّص» به معنای ویژگی خاصّی است که هر موجود را از سایر موجودات متمایز می‌کند. ایشان سپس در مورد فنای اثباتی و ثبوتی سخن گفته و با تفکیک این دو نوع از فنا، شئون ذاتی و عرضی وجود را تبیین می‌فرمایند. در پایان از تشخّص مقام غیب الغیوبی در صقع ربوبی صحبت نموده و آن را توضیح می‌دهند.

نسخه عربی

تبیین تشخّص ذاتی وجود

11
  • بازگشت شئون عرضی وجود، به شئون ذاتی

  • شئون ذاتی به آن شئونی گفته می‌شود که در هر مرتبه‌ای از مراتب، وجود داشته باشند؛ منتها به مرحلۀ شدّت و ضعف و تقدّم و تأخّر. اما در عالم کون و فساد به یک امور عجیب و غریبی برخورد می‌کنیم که این موجود به‌طورکلّی با آن موجود فرق می‌کند؛ من‌باب‌مثال این ملاست1 دارد و آن ملایمت دارد، این حیوان و قابل رشد است ولی آن جماد و اصلاً قابل رشد نیست و به‌طورکلی خصوصیّات آنها تفاوت می‌کند. پس این دیگر از شئون ذاتی آن نیست. آنچه در اینجا به‌نظر می‌رسد این است که [حالا] این شئون ذاتی را چگونه تفسیر کنیم؟ این وجود که الآن به این کیفیّت درآمده است، آیا حیثیت ذاتیّۀ او اقتضاء می‌کرده است که به این کیفیّت درآید یا اینکه حیثیت ذاتیِ او، آبی از تشخّص و تخصّص به این خصوصیّت است؟ اگر بگوییم: آبی است پس این خصوصیّت تخصّص از کجا آمده است؟! ما که غیر از وجود چیز دیگری نداریم! تخصّص مفیض الوجود هم به همان حقیقت وجود است. اضافۀ بر وجود چیزی ندارد تا [اینکه] به‌واسطۀ آن اضافه، افاضۀ این عروض و تخصّص را بنماید! تخصّص واجب‌الوجود به خود حقیقت وجود است و تشخّص واجب‌الوجود به همین وجود است و چیزی اضافه بر آن ندارد.

  • پس ما چیزی غیر از وجود نداریم، پس نمی‌توانیم بگوییم که نفس حقیقه الوجود، آبی از تصوّر به این صورت و آبی از تشخّص است. حالاکه آبی نیست، پس در عروضِ این صورت بر او و در عروض این تشخّص و اختصاص بر او چه عاملی نقش داشته است؟ چطور در مراتب بالا می‌گوییم که تخصّص و تشخّص از شئون ذاتیّۀ وجود است اما در مرتبۀ پایین از شئون عرضی است؟! این عرض از کجا آمده است؟! شما می‌گویید: واجب‌الوجود افاضه کرده است! واجب‌الوجود که غیر از وجود چیزی ندارد تا اینکه افاضه کند! واجب‌الوجود فقط وجود محض است؛ یعنی حاقّ حقیقت وجود، واجب‌الوجود است که آن وجود بالصرافه، وجود بالحقیقه، وجود وحدانی و امثال‌ذلک است. پس هرچه می‌گردید غیر از وجود چیزی نمی‌یابید.

    1. نرم شدن؛ [مقابلِ خشونت] نرمی و همواری.