اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین تشخّص ذاتی وجود

تبیین اوصاف ذاتی و عرضی وجود و اثبات تساوق آن با تشخّص

0
اسفار
جلسات

در این جلسه از درس خارج اسفار به بررسی دو مفهوم «تشخّص» و «تخصّص» در فلسفه اسلامی پرداخته می‌شود.استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌ و‌ چهارم می‌فرمایند: «تشخّص» به معنای ویژگی خاصّی است که هر موجود را از سایر موجودات متمایز می‌کند. ایشان سپس در مورد فنای اثباتی و ثبوتی سخن گفته و با تفکیک این دو نوع از فنا، شئون ذاتی و عرضی وجود را تبیین می‌فرمایند. در پایان از تشخّص مقام غیب الغیوبی در صقع ربوبی صحبت نموده و آن را توضیح می‌دهند.

نسخه عربی

تبیین تشخّص ذاتی وجود

12
  • لذا خود ایشان در عبارات بعد این مطلب را تصحیح می‌کنند. یعنی اگرچه اختلاف را در مراتب مفارقات نوریّه به شئون ذاتی وجود برگرداندند ولی باز هم می‌گویند: بین وجود و صورت، یک نوع اتّحاد ذاتی و فناء صورت در ذی‌الصّورة وجود دارد. یعنی همین ماهیّتی که الآن می‌بینیم مثل ماهیّت زید و ماهیّت عمرو، مسئله‌ای اضافۀ بر وجود نیست بلکه همان حقیقت خارجی وجود است که عقل بین این‌دو را انتزاع می‌کند و اسم این را وجود می‌گذارد و اسم آن را زید می‌گذارد، اسم این را وجود می‌گذارد و اسم آن را عمرو می‌گذارد. خود عقل آن صورت و مادّه و جنس و فصل را انتزاع می‌کند. ولی صحبت در این است که وجود، این صورت و مادّه و جنس و فصل را از کجا آورده است؟ آیا می‌توان گفت که از شئون ذاتیّۀ آن نیست چنان‌که بقیّه از شئون ذاتیّه آن است؟! آیا می‌توان گفت که عروض جنس و فصل بر وجود از شئون وجود است؟! اگر شما مراتب را از شئون ذاتی وجود می‌دانید، تخصّص و تشخّص وجود را هم باید از شئون ذاتی آن بدانید، چون غیر از ذات چیزی نیست. اگر شما آن مراتب را از شئون ذاتیّه وجود نمی‌دانید پس این هم از شئون ذاتی وجود نیست. بنابراین وجود، بحت و بسیط و بالصرافه و وحدانی است و مراتب، امری عارض بر این وجود است. چرا از شئون ذاتی می‌دانید؟! شئون ذاتی یعنی اینکه وجود، بدون آن نمی‌شود، یعنی در بروز و ظهور این شأن، چیزی غیر از وجود دخالت ندارد. [من‌باب‌مثال] ثقالت از شئون ذاتی جسم است، یعنی چیز دیگری در این قضیّه دخالت ندارد؛ میعان از شئون ذاتی آب است، یعنی چیزی غیر از آب در عروض میعان بر این ماء دخالت ندارد و میعان، شأن ذاتیِ نفسِ ماء است، یعنی نفسُ الماء میعان را می‌زاید؛ صلابت از شئون ذاتی حجر است، یعنی نفسُ الحجر صلابت می‌زاید و نیاز به چیز دیگری ندارد. این شئون ذاتی است.