
تبیین تشخّص ذاتی وجود
تبیین اوصاف ذاتی و عرضی وجود و اثبات تساوق آن با تشخّص
در این جلسه از درس خارج اسفار به بررسی دو مفهوم «تشخّص» و «تخصّص» در فلسفه اسلامی پرداخته میشود.استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی و چهارم میفرمایند: «تشخّص» به معنای ویژگی خاصّی است که هر موجود را از سایر موجودات متمایز میکند. ایشان سپس در مورد فنای اثباتی و ثبوتی سخن گفته و با تفکیک این دو نوع از فنا، شئون ذاتی و عرضی وجود را تبیین میفرمایند. در پایان از تشخّص مقام غیب الغیوبی در صقع ربوبی صحبت نموده و آن را توضیح میدهند.
تبیین تشخّص ذاتی وجود
2أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
فصل(5)
فی أنّ تخصّص الوجود بماذا؟
این بحث در مورد مسئلۀ تشخّص وجود و بهعبارتدیگر تخصّص وجود است، [و اینکه] تخصّص و تشخّص و تمیّز وجود به چیست؟ بنا بر آن لحاظی که ما وجود را واحد و بسیط دانستیم که «لا یشذُّ عن حیطةِ شئونِه شیءٌ» او را واحد بالصرافه میدانیم که ایشان بعداً هم خواهند گفت1 اگر حقیقت وجود را حقیقت واحدی بدانیم که دارای ترکّب و مزج و اختلاطی نیست،2 این حقیقت واحده لازمۀ شأنِ وُحدانیتاش تخصّص و تشخّص و تمیز است.
تفاوت تشخّص و تمیّز
منتها [لفظ] تمیّز در اینجا خالی از تأمّل نیست اما لفظ تخصّص یا تشخّص بلااشکال است؛ بهجهتاینکه یکوقت بحث ما، بحث مفاهیم است و یکوقت فقط بحث هویّت خارجیّه است. [یعنی] یکوقت از یک مفهوم صحبت میکنیم که آن مفهوم دارای چه خصوصیّاتی است؟ و خصوصیّت جنس و فصلش چیست؟ منبابمثال، عُنقا دارای چه خصوصیّاتی است؟ آیا جزء جمادات یا جزء نباتات و یا جزء حیوانات است؟ بعد از آن خصوصیّات، سؤال به «مای» حقیقیّه میشود. این بحث، بحث مفاهیم است. هر مفهومی که به ذهن میآید، آن مفهوم را بهواسطۀ تبیین جنس و فصل، از سایر مفاهیم جدا و ممتاز میکنیم.
اما یکوقتی صحبت در وجود خارجی آن است که [آیا] این مفهوم در خارج هم وجود دارد یا ندارد؟ این بحث، دیگر از هویّت آن میشود نه ماهیّت آن. پس از آنکه به مفهوم وجود پی بردیم و به هویّت خارجیّۀ آن هم رسیدیم که عبارت است از یک واقعیّت خارجی که آن واقعیّت خارجی بسیط است و جنس و فصل ندارد بلکه محقِق و مقوِّم جنس و فصل است و واحد و لا یتناهیٰ است، آنوقت صحبت در این میشود که تشخّص این حقیقت به چیست؟ چون هر چیزی که در خارج وجود دارد باید متشخّص بشود، «الشیءُ ما لمْ یتشخّص لم یوجَدْ».3 تا جنبۀ عینیّت و تخصّص بهخود نگیرد، قابل اشاره و تحقّق خارجی نیست. پس این وجودی که با این سِعه و گسترش، که همۀ ممکنات و غیرممکنات را دربر گرفته است، تشخّص و تخصّص حقیقت خودِ این وجود به چیست؟ و خلاصه هویّت آن به چه چیزی تحقّق میشود؟ و آیا فقط یک معنای کلّی است که در بحث مفاهیم وارد میشود یا یک واقعیّت خارجی بوده و در واقعیّت خارجی، نیاز به تخصّص داریم؟ [منبابمثال] تا وقتی که یک کتاب، متخصّص و متشخّص نشود، نمیتوان به آن نگاه کرد. شما به یک کتاب کلّی، نمیتوانید نگاه کنید، کتابی که در مرأیٰ و منظر ما است باید تشخّص خارجی پیدا کند.
- الحکمة المتعالیة، ج 6، ص 100 ـ 105.
- رجوع شود به مجلس 37.
- جهت اطّلاع از این قاعده رجوع شود به الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 199 ـ 206 و 221 ـ 224.
