اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل و تبیین علّت تشخّص وجود

نقد دیدگاه مشهور و بیان نظریّه مختار در باب علّت تشخّص وجود

0
اسفار
جلسات

این درس به بررسی علّت تشخّص در وجود می‌پردازد و دیدگاه‌های مختلف را مطرح می‌کند. استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌و‌پنجم از سلسله دروس خارج اسفار، می‌فرمایند: تشخّص در وجود طولی، ناشی از مراتب شدّت، ضعف، تقدّم و تأخّر است؛ درحالی‌که در وجود عرضی، اعراض، تنها حکایت از تشخّص می‌کنند و علّت آن نیستند. مراتب وجودی در وجود منبسط، خود مقوّم تشخّص آنهاست. در پایان درس، استاد نظر تحقیقی خود را چنین ارائه می‌کند که تقدّم و تأخّر فقط حاکی از تشخّص هستند نه علّت آن.

نسخه عربی

تحلیل و تبیین علّت تشخّص وجود

2
  •  

  •  

  • أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم

  • بسم الله الرّحمٰن الرّحیم 

  •  

  •  

  • بیان مصادیق شئون ذاتیّه وجود

  • صحبت در مراتب طولیّۀ وجود بود. عرض شد؛ آنچه در عالم وجود از حیث رتبه، در سلسلۀ طولیّه قرار می‌گیرد از شئون ذاتیّۀ خود وجود است نه چیزی منحاز و جدای از آن. یعنی به عبارت دیگر، شدّت و ضعف، تقدّم و تأخّر مرتبۀ وجودی وجود، اوّلیت و اولویّت، علیّت و معلولیت، از شئون ذاتیّۀ نفس وجود بوده و جدای از آن نیست. و همین‌طور ـ‌ خلافاً للقوم ـ‌ آنچه که در مرتبۀ عرضیّه قرار می‌گیرد از موجودات و تکیّف وجود به کیف‌های مختلف، و تکمّم وجود به کم‌های مختلف، و به معروضیّت درآمدن وجود به اعراض مختلفه، تمام اینها از شئون ذاتیّۀ وجود هستند و جدای از آن نیستند.

  • ریشۀ تشخّص در سلسلۀ طولیّه و عرضیّه

  • و لهذا، مطلبی که در اینجا مرحوم حاجی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ هم در حاشیه ذکر کرده‌اند1 علّت تغییر عنوان تشخّص به تخصّص است ولی درواقع ضرورتی برای این تبدّل وجود ندارد. [حالا صحبت در این است که] ریشۀ تخصّص یا تشخّص یا امتیاز چیست؟ آیا همان‌طوری‌که مرحوم آخوند در اسفار علّت تخصّص و تشخّص را شدّت و ضعف و تقدّم و تأخّر می‌دانند است، و یا علّت تخصّص و تشخّص در سلسلۀ عرضیّه عبارت است از عوارضی که مُنبعث از ماهیّات می‌شود، اگرچه در مرحلۀ وجود خارجی، اتّحاد هوهوی2 و اتّحاد ماهوی و اتّحاد تعیّنی به حمل شایع دارند. البتّه درصورتی‌که اعراض را لابشرط فرض کنیم.

  • دو لحاظ«لابشرط» و «بشرط‌لا» برای اعراض

  • چون اعراض به اعتبار عقل و تأمّل عقلی بر دو قسم هستند:

  • گاهی‌اوقات اعراض را و به‌طور کلّی انواع و فصول و صورت و مادّه را لابشرط فرض می‌کنند که در آن‌صورت، در قضایای حملیّه با موضوع اتّحاد دارند؛ مثل‌اینکه می‌گویند: زیدٌ متکمّمٌ، زیدٌ متکیّفٌ، الانسانُ متکمّمٌ، و متکیّفٌ، الانسان مضافٌ، الانسان ذو مکانٍ، الانسانُ ذو زمانٍ. درصورتی‌که زمان و مکان و اعراض لابشرطِ [از] صدقش بر موضوع اخذ بشوند می‌توانند عرَضی واقع شوند، یعنی عرضیِ خارج محمول، مثل «زیدٌ قائمٌ» که قائم با زید در عالم خارج اتّحاد دارد، اما از نقطه‌نظر ماهوی بین آنها تفاوت وجود دارد.

    1.  الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 44، تعلیقه 1.
    2. این همانی. (محقق)