
نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت
بیان دیدگاههای شیخ الرئیس و بهمنیار
این درس به بررسی نسبت میان مفهوم وجود و ماهیّت میپردازد. بحث اصلی این است که آیا وجود یک شیء، مانند عرض است که بر ماهیّت آن عارض میشود یا خیر؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سیوهشتم از سلسله دروس خارج اسفار، دربارۀ نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت و اینکه وجود، عرض نیست، صحبت میکنند و تقریر دوّم را بر تقریر اوّل بنابر جهاتی ترجیح میدهند. در آخر پایان این جلسه، استاد دیدگاه نهایی ملاصدرا نیز بیان و تثبیت نموده است.
نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت
12کما أنّ النّورَ القائمَ بالجسمِ نفسُ ظهورِ الجسمِ، لا ظهورُ شیءٍ للجسمِ.
«[همانطور که نوری که قائم به جسم است]، خود ظهور جسم است نه ظهور شیئی برای جسم.»
یعنی وقتی که ما نوری را در جسم میبینیم، چیزی نیست آن نور در جسم، چیز دیگر و ایننور آمده است جسم را نشان داده است، بلکه همین ظهورِ جسم است که ما آن را نور میبینیم.
البتّه در این مطلب یک مقدار جای تأمّل است که نور جدای از جسم باشد و عارض بر جسم شود و بهخاطر عروضش جسم هویدا و نمایان شود. [ولی ایشان] خواستهاند که به یک نحو تشبیه کنند [و لذا جای مناقشه نیست]؛ وإلاّ اگر واقعاً بخواهیم مشبّه و مشبّهٌبه را در همهجا روی هم قرار بدهم اینگونه نیست.
تلمیذ: نور هم مثل رنگ است.
استاد: بله، مثل رنگ است نه اینکه شیء دیگر باشد وقتی که نور به جسم میخورد، بهواسطۀ عروض [نور] بر این جسم است که ما این جسم را میبینیم. رنگ هم همینطور است؛ رنگ عارض بر این خشب است و بهواسطۀ عروض لون بر خشب است که ما این خشب را میبینیم. اگر این خشب لون نداشت، ما آن را نمیدیدیم. [پس] بالأخره باید خشب لونی داشته باشد؛ حالا یا سیاه یا سفید یا زرد و یا هر رنگ دیگری. بالأخره عرض کردم که لا مُناقِشةَ فیه.
تفاوت شیء در مکان و شیء در موضوع از منظر بهمنیار
ففرقٌ إذن بین کونِ الشّیءِ فی المکانِ وکونِ الشّیءِ فی الموضوعِ، وهو المَفهومُ مِن کلامِ القائِلِ المَذکور.
«از کلام بهمنیار اینطور استفاده میکنیم که ایشان قائل به فرق شدهاند بین اینکه شیء در مکان باشد و شیء در موضوع باشد. [و این همان مفهومی است که از کلام گویندۀ مذکور ـ بهمنیار ـ بهدست میآید.]»
شیء در موضوع بودن، با شیء در مکان بودن دو تا است. اگر شیء در مکان باشد، دو وجود جدا و دو عین خارجیِ جدا هستند که در اینجا با همدیگر در یک جا آشتی میکنند. [امّا] شیء در موضوع یعنی وجود عرض در وجود ماهیّت باشد و وجود هم همینطور است. و وجودِ وجود و تحقّق وجود در وجودِ ماهیّت است و قوامِ به ماهیّت دارد؛ و بهعبارتدیگر، نهاینکه دو چیز جدا هستند و بر هم عارض میشوند.
