اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بساطت وجود

جنس و فصل نداشتن وجود

0
اسفار
جلسات

پرسش اصلی در این درس این است که آیا خودِ حقیقت وجود نیز مانند ماهیّات می‌تواند از جنس و فصل ترکیب شده باشد یا خیر؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهلم از سلسله دروس خارج اسفار، به قاطعیّت این امکان را رد می‌کنند و اثبات می‌نمایند که وجود ذاتاً بسیط و فاقد هرگونه اجزاء، مانند جنس و فصل است. و نشان می‌دهند که این ادعا به‌لحاظ منطقی دچار اشکالات متعددی است. در ادامه بحث، به چالش مهم سازگاری بساطت وجود با کثرت ظاهری موجودات خارجی پرداخته می‌شود و توضیح داده می‌شود که این کثرت، ناشی از ترکیب ذاتی وجود نیست، بلکه حاصل ظهورات، حدود یا تعینات آن حقیقت واحد بسیط در مراتب مختلف است و با اصل بساطت منافات ندارد.

نسخه عربی

بساطت وجود

12
  • «حالا جنس آن وجود، یا خود حقیقت وجود است یا ماهیّت اُخرایی است که عارض می‌شود برای وجود اما اگر جنسش خود حقیقت وجود باشد؛»

  • یلزِم أن یکونَ الفصلُ مفیدًا لمعنی ذاتِ الجنسِ

  • «[لازم می‌آید که] فصل همان معنای ذات جنس را فایده بدهد و آن مفید باشد و آن را در خارج محقق کند»

  • فکان الفصلُ المقسّمُ مقوّمًا هذا خلفٌ.

  • «پس فصلی که می‌آید که جنس را تقسیم می‌کند خودِ همان جنس را محقق می‌کند در حالی که فصل نمی‌آید [و این خلف است!]»

  • [یعنی] فصل، جنس را محقق نمی‌کند بلکه جنس را تقسیم و تنویع می‌کند فصل، می‌آید حیوان را به خود انسان و غیر آن تقسیم می‌کند نه‌اینکه فصل، حیوان را در حیوانیّت مقرّر و ثابت کند.و این که فصل نشد!»

  • و علَی الثّانی یکونُ حقیقةُ الوجودِ إمّا الفصل 

  • «و اما بنا بر اینکه جنس، حقیقت وجود نباشد بنابراین حقیقت وجود یا فصل است »

  • اگر حقیقت وجود جنس نبود پس باید فصل باشد، چون ماهیّت از این دو که خارج نیست

  • أو شیئًا آخر، 

  • «یا شیء دیگری باشد»

  • مثل اعراض؛ عرض خاصه و عرض عامه.

  • و علیٰ کلا التقدیرین یلزَمُ خرقُ الفرض کما لا یخفی؛

  • «و بنا بر هر دو تقدیر، [از هم‌گسستنِ] مفروضِ ما لازم می‌آید، همان‌طور که مخفی نیست.»

  • لأنّ الطبائعَ المحمولةَ متحدةٌ بحسبِ الوجودِ مختلفةٌ بحسبِ المعنیٰ و المفهوم

  • «چون طبایعی که حمل بر این جنس می‌شوند، به‌حسب وجود متحدند و به‌حسب معنا و مفهوم مختلف‌اند.»

  • وقتی که یک طبیعت را بر یک ذات حمل می‌کنید این طبیعت به‌حسب مفهوم، متفاوت است ولی به‌حسب وجود یکی است و در اینجا امر این‌طور نیست و به‌حسب وجود هم یکی است! [چون] شما وجود را فصل گرفته‌اید بنابراین می‌گویید: فصل برای وجود همان معنای خود وجود است درحالتی‌که فصل درواقع باید در هویّت خارجی و در حمل شایع با آن حقیقت وجود یا با آن جنس خودش یکی باشد اما از نقطه نظر معنا و مفهوم باید دو [قسم] باشد!