اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بساطت وجود

جنس و فصل نداشتن وجود

0
اسفار
جلسات

پرسش اصلی در این درس این است که آیا خودِ حقیقت وجود نیز مانند ماهیّات می‌تواند از جنس و فصل ترکیب شده باشد یا خیر؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهلم از سلسله دروس خارج اسفار، به قاطعیّت این امکان را رد می‌کنند و اثبات می‌نمایند که وجود ذاتاً بسیط و فاقد هرگونه اجزاء، مانند جنس و فصل است. و نشان می‌دهند که این ادعا به‌لحاظ منطقی دچار اشکالات متعددی است. در ادامه بحث، به چالش مهم سازگاری بساطت وجود با کثرت ظاهری موجودات خارجی پرداخته می‌شود و توضیح داده می‌شود که این کثرت، ناشی از ترکیب ذاتی وجود نیست، بلکه حاصل ظهورات، حدود یا تعینات آن حقیقت واحد بسیط در مراتب مختلف است و با اصل بساطت منافات ندارد.

نسخه عربی

بساطت وجود

15
  • و بالجملة، عمومُه و کلّیتُه بانتفاءِ ما یَقَعُ به اختلافُ غیرِ فصلیٍ عنه،

  • «و بالجمله [منتفی می‌شود] عمومیت وجود و کلّیت وجود [به سبب انتفاء آن چیزی که واقع می‌شود به سبب آن چیز اختلاف غیر فصلی از آن]»

  • [عمومیت و کلّیت وجود] به چه امری محقق می‌شود؟ چرا می‌گویید: وجود عام و کلّی است؟ چون آنچه باعث اختلافِ غیر فصلی می‌شود شما آن را برمی‌دارید؛ شما ماهیّات و عوارض خارجیه را برمی‌دارید. وقتی که برداشتید وجود، کلّی می‌شود. عموم الوجود و به آنچه که اختلاف واقع می‌شود اختلاف فصلی نیست، بلکه اختلاف غیر فصلی است. ما اختلاف غیر فصلی را برمی‌داریم و مشخّصات برای او می‌آوریم، نه‌اینکه واقعاً هویّات را از همدیگر جدا می‌کنیم؛

  • کالمُخصّصاتِ الخارجیةِ مِن المصّنفات و غیرِها

  • «مانند مخصصات خارجیه و مصنفات و غیرها [آنها]»

  • مثل جزئیات خارجی که اینها باعث می‌شود که هویّات خارجیه در خارج تشکیل بشود. یعنی حدود، در خارج به‌وجود بیاید. 

  • فإنّ تلک الأمور إنّما هی أسبابٌ فی کونِ الشی‌ء موجودًا بالفعل

  • «این امور اسبابی هستند بر اینکه شیء بالفعل موجود باشد»

  • لا فی تقویمِ معنیٰ الذّات و تقریرِ ماهیّتها

  • «نه‌اینکه معنای ذات را قوام ببخشد و ماهیّتش را تقریر کند»

  • موجودیّت بالفعل به‌واسطۀ اینها پیدا می‌شود. البتّه گفتیم که جعل است که به‌واسطۀ جعل موجودیّت و تشخّص متحقّق می‌شود و همۀ اینها حکایات و آیات برای کیفیّت جعل هستند.

  • و کما أنّ النوعَ لا یَحتاجُ إلی الفصلِ فی کونِهِ متّصفًا بالمعنی الجنسی

  • «نوع احتیاج به فصل ندارد در اینکه متّصف به معنای جنسی باشد.»

  • انسان نیاز به ناطق ندارد در اینکه معنای حیوانیت برایش روشن بشود. معنای حیوانیت با حیوانیت روشن می‌شود.

  • بل فی کونِه محصِّلًا بالفعل

  • «بلکه احتیاج به فصل دارد در اینکه محصّل بالفعل باشد»

  • چون انسان تا ناطق را نداشته باشد محصّل نیست ولی در معنای حیوانیّت نیاز به ناطق ندارد.

  • فکذلک الشّخص لا یحتاجُ إلی المشخِّص 

  • «[پس آن شخص مثلا زید] احتیاج به مشخِّص ندارد.»

  • یعنی همان حدود و ثغوری که زیدیّت را تشکیل می‌دهد.