اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علّت نداشتن ذات وجود بما هو وجود (1)

تبیین فلسفی مشیّت و ارادۀ الهی

0
اسفار

در این درس به دو موضوع مهم پرداخته می‌شود: اوّل اینکه خودِ وجود، در تحقق نیازی به علّت یا دلیل بیرونی ندارد. دوّم: افعال خداوند چگونه محقق می‌شود؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌و‌یکم از سلسله دروس خارج اسفار، ضمن اشاره به غایت‌مندی فعل و ارادۀ پروردگار به تبیین مصالح و مفاسد افعال الهی و ملاک در تشریع احکام می‌پردازند. استاد تأکید می‌کنند که تشریع، ریشه در واقعیّت‌های جهان و فطرت انسان یعنی تکوین دارند و هدف آن، رشد و کمال انسان است؛ اگرچه ممکن است ملاک همۀ احکام را نفهمیم. به اعتقاد مرحوم استاد همه چیز از خود وجود گرفته تا افعال خداوند و احکام دینی از یک حقیقت اصلّی سرچشمه می‌گیرند که خود این حقیقت اصلّی، بی‌نیاز از علّت است.

نسخه عربی

علّت نداشتن ذات وجود بما هو وجود (1)

15
  • استاد: بله! صحیح است، چنانچه امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمایند: «بل وَجَدتُک أهلًا للعبادة فعَبَدتُک»1 حضرت نگاه نمی‌کند به این که مولی، به او امری کرده است یا خیر! اصلًا حضرت، غیر از مولی نمی‌بیند. یعنی اگر خدا وجوب نماز را هم از او، بردارد باز حضرت نماز را رها نمی‌کند.

  • تلمیذ: بنابراین خداوند هم، در حقیقت امر وجوبی به نماز ندارد!

  • استاد:ببینید وجوب که در هر حال وجود دارد. وجوب به معنی الزام است، این الزام هم هست، یعنی الان این بنده برای رشد و تجّرد خودش باید نماز صبح را بخواند، حالا یا اینکه خود طرف به این الزام می‌رسد؛ یعنی به آن حقیقت تکوینی، خودش می‌رسد و از آن حقیقت تکوینی خودش این رشد را ادراک می‌کند و این عمل را مطابق با خود ادراک می‌کند یا اینکه شخصی جاهل است و باید به او گفت. به نسبت به او می‌گویند به نسبت اینکه [نیازی] به گفتن ندارد؛ خود ادراک او، عین همین گفتن [یاتبیین و ابلاغ] است. حالا عنایت پروردگار [به چه کسی تعلق بگیرد!]

  • تلمیذ: در مورد شخص جاهل چون اطاعت می کند دو ثواب به او تعلق می‌گیرد: یکی تأثیر خود فعل است- مثل امر ارشادی می‌ماند که انسان وقتی خود عمل را که انجام می‌دهد ثمره‌اش را می‌بیند- و یکی هم دیگر اطاعت و امتثالی که کرده است می‌باشد ولی در مورد آن شخصی که به مرحله بالاتر از آن مرحله، دست یافته است اجر و ثواب او کمتر است.

  • استاد: آن [شخصی] هم که دارد می‌بیند او هم، به خاطر اینکه مصلحت را دارد می‌بیند، دارد [عمل را] انجام می‌دهد. اگر مصلحت نباشد که انجام نمی‌دهد. ببینید آن شخص که این حقیقت را ادراک می‌کند این [ادراک]، براساس انطباق این حقیقت، با فطرت خودش این عمل را انجام می‌دهد، یعنی [او] کاری به عمل ندارد. این [فرد] می‌بیند که چون این عمل، با فطرت خودش منطبق هست انجام می‌دهد آن شخصی هم که نمی‌داند، آن هم چون می‌بیند این آدم، آدم [یعنی پیغمبر] راستگویی است و صلاح و خیرش را می‌خواهد، او هم همین [عمل] را انجام می‌دهد چه فرقی بین آن دو می‌کند؟

    1. بحار الأنوار، ج 67، ص 197.