اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علّت نداشتن ذات وجود بما هو وجود (1)

تبیین فلسفی مشیّت و ارادۀ الهی

0
اسفار

در این درس به دو موضوع مهم پرداخته می‌شود: اوّل اینکه خودِ وجود، در تحقق نیازی به علّت یا دلیل بیرونی ندارد. دوّم: افعال خداوند چگونه محقق می‌شود؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌و‌یکم از سلسله دروس خارج اسفار، ضمن اشاره به غایت‌مندی فعل و ارادۀ پروردگار به تبیین مصالح و مفاسد افعال الهی و ملاک در تشریع احکام می‌پردازند. استاد تأکید می‌کنند که تشریع، ریشه در واقعیّت‌های جهان و فطرت انسان یعنی تکوین دارند و هدف آن، رشد و کمال انسان است؛ اگرچه ممکن است ملاک همۀ احکام را نفهمیم. به اعتقاد مرحوم استاد همه چیز از خود وجود گرفته تا افعال خداوند و احکام دینی از یک حقیقت اصلّی سرچشمه می‌گیرند که خود این حقیقت اصلّی، بی‌نیاز از علّت است.

نسخه عربی

علّت نداشتن ذات وجود بما هو وجود (1)

16
  • تلمیذ: فرقش همین است که شخصی که جاهل است، تعبّد می‌ورزد.

  • استاد: او هم تعبّد می‌ورزد.

  • تلمیذ: خود تعبّد ورزیدن یک ثواب در پی دارد و خود آن عمل ثواب دیگری، که اثر عمل است.

  • استاد: نه دیگر، فقط همین است. یک ثواب بیشتر ندارد؛ و ثواب یعنی همان نفس قبول؛ نفس قبول عمل، ثواب است که دارد انجام دهد.

  • تلمیذ: بالأخره یک موقعیاتی هست.

  • استاد: یعنی اینی که [عبد] دارد انجام می‌دهد این عمل را، چه آگاهانه قبول کند یا ناآگاهانه [قبول بکند] هر دو بالأخره دارند قبول می‌کنند همین [قبول]، ثواب است. و الّا نفس آن عمل دخالت ندارد. لذا در بحث تجّری و امثال آن، عمل مدخلیّت ندارد.- عمده التزام است-.

  • تلمیذ: دوباره اینجا مشکل ایجاد شد، یکبار می‌فرمایید که: تشریع منطبق با تکوین است سر موئی، از هم جدایی ندارند یعنی تمام افعال انسان باید تحت اوامر و نواهی حضرت حق باشد و از جانب دیگر، می‌فرمایید که عمل هیچ اثری ندارد. آن امری که اثر دارد آن التزام نفسانی است یعنی عمل را کنار گذاشتیم.

  • استاد: نه، کنار نگذاشتیم! ببینید التزام نفسانیِ بر عمل است که کار انجام می دهد و لو اینکه عمل در خارج درست نباشد.

  • تلمیذ: چگونه ممکن است عمل را ترک کنیم ولی التزام بتواند آن مصلحتی که در ترک فوت شده است آن فعل، این مصلحت را تحصیل کند.

  • استاد: ـ توجه کنید ـ چون ما نظام [عالم را]، نظام کمال و احسن می‌گیریم پس بنابراین، در راستای انجام دادن این عمل، این سلسله علل آمدند و در اینجا نگذاشتند این عمل در خارج انجام بگیرد و خود این سلسله علل، تکافی می‌کنند.

  • مثل کسی که فرض کنید می‌خواهد مکه برود؛ مکه، برای مستطیع، واجب است حالا [به عنوان مثال] اگر واقعاً یک بنده‌ای اوّلین پولی که پیدا کرد با آن به مکه، می‌رفت و بر این مکه رفتن، یک سری مسائل بار می‌شد [یعنی باعث ارتقا و تجرد او می شد]، واما اتفاقاً پولی پیدا نکرد [تا با آن بتواند به زیارت خانه خدا برود.] آیا واقعاً ظلم نیست که ثواب حج را، به او ندهند و آن رشدی که به واسطه رفتن به مکه برای افراد پیدا می‌شود نصیب این شخص نشود؟