اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اشکالات اصالت وجود (3)

نقد اشکال عروض وجود بر ماهیّت

0
اسفار

در این درس، یکی از مهم‌ترین اشکالات وارد بر نظریۀ اصالت وجود بررسی و تحلیل می‌شود؛ یعنی اینکه آیا وجود می‌تواند بر ماهیّت عارض شود یا نه؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌و‌پنجم از سلسله دروس خارج اسفار، ضمن تبیین معانی مختلف وجود از جمله وجود مصدری، مفهوم عامّ وجود و وجود به‌معنای موجود، عروض وجود بر ماهیّت، در عالم خارج و عالم ذهن را مورد بررسی قرار داده و اشکالات آن را بیان می‌کنند. همچنین در این جلسه به مباحثی مانند اتّحاد وجود و ماهیّت، معنای صدق مشتق، قاعده فرعیّت، و تفاوت اعتبارات ذهنی با نفس‌الأمر اشاره شده است. مرحوم استاد در پایان با اشاره به دیدگاه وحدت وجود و موجود، دیدگاه مختار حکمت متعالیه را تقویت می‌کنند.

نسخه عربی

بررسی اشکالات اصالت وجود (3)

4
  • لِأنّهُ یَجدُها حینئذٍ موجودةً

  • «چون اگر از مرتبۀ ذهن بیرون بیاییم و به نفس‌الأمر برسیم در این موقع ماهیّت را موجود می‌بینیم»

  • و می‌بینیم که در خارج هست و چیزی که هست دیگر متّصف به موجود نمی‌شود.

  • بی نیازی وجود از ماهیّت

  • و لا یلزِمُ مِن ذلک قیامُ الوجودِ بها

  • «و لازم نیست که موجود قائم به او باشد»

  • این [ماهیّتی] که موجود است لازم نیست همان بحثی که قبلاً بود که ذاتی باشد که موجود باشد و ثبت له المبدأ، مبدأ به این ثابت باشد.

  • فإنّ مِن صِدْقِ المشتقِ لا یلزِمُ قیامُ مبدإ الاشتقاق.

  • «و صدق مشتق لازم نگرفته است که مبدأ اشتقاق قائم به آن باشد.»

  • اگرچه این ماهیّت موجود است، اما نه‌اینکه ذاتی است که ثَبَتَ له الوجودُ، تا در اینجا قاعدۀ فرعیّت بیاید؛ بلکه در اینجا خودش عین وجود است. یعنی وقتی که الآن این ماهیّت موجود است، الآن این مشتق تحقّق خارجی پیدا می‌کند، نه‌اینکه الآن که تحقّق خارجی دارد و ما به این ماهیّت می‌گوییم: موجود است، به معنای این است که وجود، قائم به ماهیّت است که ما می‌گوییم موجود است. نه‌خیر، وجود قائم به ماهیّت نیست، بلکه وجود عین ماهیّت است و با ماهیّت متّحد است. این‌طور نیست حالاکه ما به ماهیّت گفتیم موجود است، به این معنا باشد که مبدأ، قائم به این ذات باشد که همان ماهیّت باشد تا «ثبوت شیءٍ لشیء فرعُ ثبوتِ المثبت له» لازم بیاید، بلکه همین «الماهیّة موجودةٌ و الماهیّة هو الموجودُ و الموجودُ هو الماهیّة» هیچ تفاوتی در اینجا با هم ندارند.

  • بیان سه معنا از وجود

  • و امّا الوجودُ بمعنی الموجود؛

  • «اما وجودی که به معنای موجود است.»

  • چون ایشان سه مفهوم را در اینجا درنظر گرفته‌اند: 

  • وجود به معنای مصدری؛ هست شدن

  • یک وجود به معنای مصدری بود که عرض شد و آن انتزاعی است که از مبدأ [گرفته] می‌شود.

  • وجود به معنای عام بدیهی؛ هستی

  • و یک وجود به معنای مفهوم عام بود که آن هم اعتباری بود. مفهوم عامّ بدیهی که به معنای هستی است نه هست شدن.