
بررسی اشکالات اصالت وجود (4)
بیان و نقد نظر شیخ اشراق در زیادت خارجی وجود بر ماهیّت
در این درس، به جدال فلسفی پیرامون اصالت وجود در برابر اصالت ماهیت پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهلوششم از سلسله دروس خارج اسفار، دیدگاه صاحب تلویحات را که مبتنی بر اعتباریّت وجود است، نقد میکنند. در این جلسه، زیادت وجود بر ماهیّت با دو قسم آن، یعنی «زیادت ذهنی» و «زیادت خارجی» مطرح شده و سپس فهم شیخ اشراق از متون مشاء که مبتنی بر زیادت خارجی وجود بر ماهیّت است، توسط ملاصدرا نقّادی میشود. استدلال اصلی شیخ اشراق این است که ما میتوانیم ماهیّت چیزی را در ذهن تصوّر کنیم و سپس در وجود خارجی آن تردید نماییم؛ این امر نشان میدهد که وجود، چیزی متمایز از ماهیتِ متصوَّر ماست. علاوه بر این، اگر خودِ وجود یک حقیقت خارجی مستقل در نظر گرفته شود، آنگاه تصوّر ذهنی این وجود نیز برای آنکه در خارج محقّق شود، به وجودی دیگر نیازمند خواهد بود و این روند به تسلسل میانجامد. در نتیجه وجود تنها یک مفهوم ذهنی است. البته ملاصدرا با تفکیک فضای ذهن از فضای خارج، در صدد پاسخ به استدلال شیخ بر میآید.
بررسی اشکالات اصالت وجود (4)
13یعنی این [را] که ما الآن تصوّر کردیم نیاز به یک مابإزای در خارج دارد که این حکایت از آن مابإزاء میکند. نقل کلام در آن مابإزا میکنیم [و میگوییم:] آیا شما میتوانید آن مابإزا را تصوّر کنید یا نمیتوانید؟ وجود خارجی را تصوّر میکنید. آن وجود خارجی را که تصوّر میکنید باز شکّ دارید که آیا هست یا نیست؟ پس آن یک مابإزای دیگری هم دارد و آن مفهوم مابإزاء و آن مفهوم مابإزاء و آن مفهوم مابإزاء الی غیر النّهایة و همینطور ادامه پیدا میکند.»
تلمیذ: چرا اینطور میگوییم؟! این مثل دور میباشد. این مفهومی که ما از وجود در ذهن داریم، در مابإزایش شک میکنیم و میبینیم که در خارج هست. در خارج هم که تصوّر میکنیم، این تصوّر ثانوی ما همان تصوّر اوّلی ما است.
استاد: نهخیر، آن دیگر متّکی به ذهن ما نیست بلکه ذهن ما متّکی به آن است. یعنی آن تصوّری که ما میکنیم، متدلّی به مابإزای خارجی است، چون ما حکایت میکنیم دیگر. همیشه تصوّر حاکی از خارج میشود. پس بنابراین وقتی که ما مفهوم وجود را تصوّر کردیم، یک مابإزایی هم برایش تراشیدیم و در خارج گذاشتیم و در آنجا مخفی کردیم، میگوییم: آیا وجود عنقا هست یا نیست؟ اینکه میگوییم: وجود عنقا هست، آن هست را در خارج نگهداشتهایم. حالا این وجودِ عنقا که تصوّر ذهنی ما است. آن هستی هم که آنجا گذاشتیم، هستیای است که در خارج هست، آنوقت راجع به آن هست صحبت میکنیم. آن هستی که تعیّن عنقا است آیا آن هست باز لباس حقیقت پوشیده یا اینکه آن هست [متعین است]؟ چون همین که میگوییم: هست یا نیست، آن هست یعنی وجود چیزی که عنقا را تشکّیل میدهد و ثقل دارد و مثلاً سی کیلو وزن دارد.
تلمیذ: این منتزع و حاکی هر دو یک حقیقت را شامل میشوند.
استاد: همینکه شما میگویید: [در] خارج هست یا نه؟ بالأخره یک وجود مفروضی را در خارج تصوّر کردهاید یا نه؟
