
ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (1)
و اوصاف وجود
در این درس به بررسی تفاوتهای مفهومی وجود و ماهیّت در فلسفه اسلامی پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاهم از سلسله دروس خارج اسفار، توضیح میدهند که از دیدگاه فلسفی، وجود و ماهیّت بهلحاظ مفهومی با یکدیگر تغایر دارند، ولی در عین حال در واقعیت خارج از ذهن، این دو تغایری نداشته و بلکه به گونهای متحدند و نمیتوان آنها را بهطور کامل از یکدیگر جدا نمود. ایشان با تمثیل به نفس انسان و افعال او، نحوۀ بساطت وجود و اوصاف آن را تبیین نموده و تأکید میکنند ظهورات متنوع، لازمۀ بساطت وجود میباشد. در بخش دیگری از این جلسه به معنای اعتباریت و نیز دیدگاه عرفاء نسبت به وجود و ماهیت پرداخته شده است.
ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (1)
12آنجا که عالم تدرّج نیست! آنجا عالم ﴿وَ مَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ﴾1 میباشد، در آنجا یک حقیقت بوده و آن یک حقیقت، یکمرتبه به مرحلۀ بروز رسیده و دست نگه داشته است؛ نهاینکه امساک کرده است. یعنی لا انتهیٰ شده یعنی با وجود لا انتهائی خودش آثار خودش را هم با یک اراده لا انتهیٰ کرده است؛ نهاینکه اوّلاً یک اراده بکند و بعد یک هفته سر خود را روی متکّا بگذارد و سپس بلند شود و بگوید: حالا آنطرف را هم درست کنیم و ببینیم چیست! یک کُره هم آنطرف درست کرده [و دوباره میگوید:] خسته شدیم، یکمقدار به خود استراحت دهیم و بعد بیاییم یک ستارۀ ثریائی درست کنیم. دوباره یکمقدار خسته بشویم، بعد خورشید را درست میکنیم و بعد ای داد، داغ شدیم! یک اراده و مشیّت او همه را بهوجود میآورد!
تلمیذ: پس قضیّۀ ماهیّت و وجود چه شد؟!
استاد: حالا آمدیم سراغ ماهیّت و وجود ؛ در مسئلۀ ماهیّت و وجود، میبینیم که وجود، یک امر واحد است امّا این امر واحد بروزات متفاوتی دارد، چطور که در مقام تنزّل بروزات متفاوتی دارد. یکی قد بلند میشود و یکی قد کوتاه، یکی مجرّد میشود مثل جبرئیل و [دیگری] مادّی میشود مثل زید و عمرو، یکی غنم میشود و یکی انسان. این بروزات و ظهورات مختلف در عوارض هم هست. یعنی فرض کنید [مثلاً] ماهیّتی که أبیض است با ماهیّتی که أصفر است تفاوت دارد. همانطوری که در خارج، وجود عین ماهیّت میشود ـ چون ماهیّت، امر اعتباری است و ما اسم تشکّل و تعیّن وجود را ماهیّت میگذاریم. وجود که به این کیفیّت درآمده، اسم آن میشود ماهیّت ـ همانطور آن عوارضی که بر این ماهیّت عارض میشود، مثل مشی، بیاضیّت، حرکت، قیام، جلوس، نوم و هلمّ جرًّا ـ تمام اینها اطوار مختلفۀ وجود هستند که وجودٌ بعد الوجودِ بعد الوجودِ بعد الوجود، هلمّ جرًّا إلیٰ غیر النهایة ـ یکی پس از دیگری بر موضوع عارض میشوند، هم بر موضوع و هم را عوض میکنند؛ موضوع را و هم اوصافش را.
- سوره قمر(54) آیه 50. الله شناسی، ج 3، ص 129:
«و امر ما نیست مگر یکی».
- سوره قمر(54) آیه 50. الله شناسی، ج 3، ص 129:
