
ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (1)
و اوصاف وجود
در این درس به بررسی تفاوتهای مفهومی وجود و ماهیّت در فلسفه اسلامی پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاهم از سلسله دروس خارج اسفار، توضیح میدهند که از دیدگاه فلسفی، وجود و ماهیّت بهلحاظ مفهومی با یکدیگر تغایر دارند، ولی در عین حال در واقعیت خارج از ذهن، این دو تغایری نداشته و بلکه به گونهای متحدند و نمیتوان آنها را بهطور کامل از یکدیگر جدا نمود. ایشان با تمثیل به نفس انسان و افعال او، نحوۀ بساطت وجود و اوصاف آن را تبیین نموده و تأکید میکنند ظهورات متنوع، لازمۀ بساطت وجود میباشد. در بخش دیگری از این جلسه به معنای اعتباریت و نیز دیدگاه عرفاء نسبت به وجود و ماهیت پرداخته شده است.
ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (1)
14تلمیذ: نحوههای وجود.
استاد: خود نحوهاش هم وجود است دیگر! این وجودی که الآن به این نحو درآمده است.
تلمیذ: به آن هم میگوییم: اعتباری. اطلاق اعتباریّت بر وجود یعنی در خارج عینیّت و تحقّق ندارد، درعینحال باز ما مثبِت آن هستیم.
استاد: شما که باز همان وجود را دارید میبینید! به خدا اگر آجر را بر سرتان بزنید سرتان میشکند! این آجر، خاکی است که اگر قبلاً بر سرتان میزدید سرتان نمیشکست ولی همین خاک، حالا که سفت شده اگر بر سرتان بخورد سرتان میشکند چون خاصیّتش عوض شده است. این میشود آجر و آن میشود خاک، ولی حقیقتش یکی است. دوباره اگر شما همین آجر را بسابید و بسابید یکدفعه میببینید که یکمقدار خاک در دستتان هست. اینکه ما میگوییم: اعتباری، یعنی همین؛ یعنی اگر شما اینها را بسابید آن مقدار خاک که در دستتان هست آن وجود بسیط است. آن وجود بسیط، آن جنبه چیست؟ آن جنبه، مایۀ اصلی برای عالم وجود است؛ هم خدا و هم ممکنات. و ما غیر از آن مایۀ اصلی هیچ چیز نداریم! حال آن مایۀ اصلی یکوقت دلش میخواهد به آن حالت باشد، اسمش میشود آجر و یکوقت همان مایۀ اصلی میخواهد پودر باشد، اسمش میشود خاک. آن بر سرتان بخورد [سرتان] نمیشکند ولی این بر سرتان بخورد [سرتان] میشکند. پس ما در اینجا غیر از خود وجود چه داریم؟!
تلمیذ: پس این اختلاف در ذهن چیست؟! این اختلاف در مفاهیم چیست؟!
استاد: اختلاف در ذهن بهخاطر اختلافی است که خود وجود به سر خودش آورده است.
تلمیذ: ما میخواهیم از این مبنایی که حضرتعالیٰ تأسیس فرمودهاید که از اختلاف از منتزعات میفهمیم که در خارج هم این اختلاف هست ... .
استاد: خب هست دیگر!
تلمیذ: در خارج عینیّت دارد.
استاد: عینیّت چه دارد؟
تلمیذ: عینیّت وجودی دارد.
استاد: با چه چیزی؟
تلمیذ: با خود ماهیّت.
استاد: ماهیّت چیست؟
تلمیذ: ماهیّت حدّ وجود است، ما قبول داریم.
استاد: حد یعنی چه؟
