اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (1)

و اوصاف وجود

0
اسفار

در این درس به بررسی تفاوت‌های مفهومی وجود و ماهیّت در فلسفه اسلامی پرداخته می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاهم‌ از سلسله دروس خارج اسفار، توضیح می‌دهند که از دیدگاه فلسفی، وجود و ماهیّت به‌لحاظ مفهومی با یکدیگر تغایر دارند، ولی در عین حال در واقعیت خارج از ذهن، این دو تغایری نداشته و بلکه به گونه‌ای متحدند و نمی‌توان آن‌ها را به‌طور کامل از یکدیگر جدا نمود. ایشان با تمثیل به نفس انسان و افعال او، نحوۀ بساطت وجود و اوصاف آن را تبیین نموده و تأکید می‌کنند ظهورات متنوع، لازمۀ بساطت وجود می‌باشد. در بخش دیگری از این جلسه به معنای اعتباریت و نیز دیدگاه عرفاء نسبت به وجود و ماهیت پرداخته شده است.

نسخه عربی

ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (1)

19
  • تلمیذ: ما به آن کاری نداریم، آنچه الآن از یک شیء در ذهن ما می‌آید وجود محدود است.

  • استاد: چه فرق می‌کند؟! همین‌قدر که شما آن ذات را به مقام بروز و ظهور درآوردید دیگر باید در اینجا بگویید که اینها با همدیگر تفاوت می‌کنند. ما هم همین‌جا می‌گوییم، ما [نیز] در مقام علم و حیات و قدرت، در مقام بروز و ظهور می‌گوییم: اینها سه‌تا هستند. چه کسی می‌گوید: اینها یکی هستند؟! همین‌جا هم همین را می‌گوییم که بقر با انسان تفاوت دارد و اختلاف آنها به ذاتشان برمی‌گردد.

  • تلمیذ: بین ماهیّت و وجود اشکال پیش می‌آید! بین این دو ماهیّت هیچ‌کسی بحث ندارد که اختلاف هست و لا شکّ فیه.

  • استاد: می‌گوییم: ماهیّت عین وجود است یعنی حدّ وجود است؛ نه‌اینکه شما وجود را به‌اضافۀ شیء دیگر کردید و ماهیّت شد. آن وجود در بساطت خودش وقتی که دلش خواسته به این شکل دربیاید شما می‌گویید: ماهیّت، و این در اینجا چه اشکالی دارد؟!

  • تلمیذ: ما قائل به اصالةُ الوجود هستیم، قائل به اصالةُ الماهیة نیستیم. من دارم بنا بر تأسیس قاعده اشکال می‌کنم که بنا بر آن تأسیس قاعده اگر قائل به تکثر در موجودات بشویم ... .

  • استاد: آیا شما در مورد اسماء الهی و اختلاف آن با ذات مطلب را فهمیده‌اید؟

  • تلمیذ: بله، آنجا روشن است.

  • استاد: این در این مقام است و آن در مقام بالا. حالا در مقام تنزّل، آن را که در کلیّت احساس کرده‌اید، در جزئیت بیاورید. آن وجودی که حقیقت است، تعیّن، عین ذات آن نیست بلکه معلول برای ذات آن است. در ذات هم همین است دیگر.

  • تلمیذ: حالا به این معلول هم می‌گوییم: اعتباری دیگر.

  • استاد: کدام است؟

  • تلمیذ: همین الآن در همین شیء محدود، همین ماهیّت درعین‌حال که می‌گوییم: ماهیّت معلول وجود است، باز هم اطلاق اعتباریّت می‌کنیم.

  • استاد: ما هم همین را می‌گوییم که علم و حیات و قدرت نسبت به ذات اعتباری است، و اسم تعیّن ذات را [ماهیّت می‌گذاریم.]