
ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (1)
و اوصاف وجود
در این درس به بررسی تفاوتهای مفهومی وجود و ماهیّت در فلسفه اسلامی پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاهم از سلسله دروس خارج اسفار، توضیح میدهند که از دیدگاه فلسفی، وجود و ماهیّت بهلحاظ مفهومی با یکدیگر تغایر دارند، ولی در عین حال در واقعیت خارج از ذهن، این دو تغایری نداشته و بلکه به گونهای متحدند و نمیتوان آنها را بهطور کامل از یکدیگر جدا نمود. ایشان با تمثیل به نفس انسان و افعال او، نحوۀ بساطت وجود و اوصاف آن را تبیین نموده و تأکید میکنند ظهورات متنوع، لازمۀ بساطت وجود میباشد. در بخش دیگری از این جلسه به معنای اعتباریت و نیز دیدگاه عرفاء نسبت به وجود و ماهیت پرداخته شده است.
ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (1)
26عروض بالذات و بالعرض: عروض بالذات وقتی است که یک صفت، مستقیماً و بدون واسطه به یک موضوع نسبت داده میشود مثل نسبت دادن وجود به انسان. عروض بالعرض وقتی است که یک صفت به واسطۀ چیز دیگری به یک موضوع نسبت داده میشود مثل نسبت دادن سفیدی به انسان که به واسطه وجودِ انسان است.
تعیّن: به معنای حد خوردن، مشخص شدن و شکل گرفتن است. در این فلسفه، حقیقتِ یکپارچه وجود، وقتی به شکل یک شیء خاص درمیآید، «متعیّن» شده است. در واقع، ماهیّت هر چیز، همان «تعیّن» وجودِ آن چیز است.
وجود منبسط: یک اصطلاح عرفانی-فلسفی برای اشاره به حقیقتِ یگانه، ساری و گستردهی وجود است که مانند یک نور در تمام موجودات عالم حضور دارد و آنها را به وجود آورده است. تمام کثرات، ظهورات و جلوههای همین یک وجود منبسط هستند.
حمل اوّلیّۀ ذاتی: نوعی حمل است که در آن، موضوع و محمول از نظر «مفهوم» یکی هستند و برای بیان تعریف یک چیز به کار میرود مثال: «انسان، حیوان ناطق است». اتحاد وجود و ماهیّت از این نوع نیست، چون مفهومشان متفاوت است.
مصداق: به فرد یا واقعیّت خارجیای گفته میشود که یک مفهوم ذهنی بر آن صدق میکند. برای مثال، هر یک از ما، «مصداق» مفهوم کلی «انسان» هستیم. گرچه مفهوم وجود و ماهیّت دوتاست، اما در خارج «مصداق» آنها یکی است.
اوصاف مساوق وجود: صفاتی که از خودِ مفهوم «وجود» قابل انتزاع هستند و از آن جدا نمیشوند؛ هر جا وجود باشد، آنها نیز هستند. در متن به صفاتی مانند علم به خود، قدرت بر خود و حیات اشاره میشود که لازمۀ ذاتی وجود هستند.
