
فهم حقیقت وجود
تحلیل فلسفی ادراک وجود از رهگذر تشکیک در وجود و وحدت شخصی وجود
این درس به تحلیل اصل سنخیّت ادراکِ وجودات عینی و خفاء واجبالوجود میپردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و دوم از سلسله دروس خارج اسفار، در گام اول عدم امکان حصولی وجود را مطرح کرده و سپس به تبیین چرایی عدم ادراک مستقیم خداوند در عالم امکان میپردازند. ثانیاً با استفاده از مباحثی چون تشکیک در وجود، سنخیت میان مُدرِک و مُدرَک، و وحدت شخصیّه وجود، دربارۀ علت عدم فهم حصولی خداوند بحثی مهم و کلیدی انجام میدهند. استاد در بخش دیگری از این جلسه، تبیینی قرآنی و عرفانی از تعینات و کثرات این عالم ارائه داده و برای فهم بهتر این مطلب، تمثیلی را بیان میکنند. در پایان، استاد متن درس را تطبیق میفرمایند.
فهم حقیقت وجود
12کما هو مذهبُ الاوّلیاءِ و العرفاءِ مِن عظماءِ أهلِ الکشفِ و الیقینِ.
«[ همانطور که (وحدت وجود و موجود) مذهب اوّلیاء و عرفاء از بزرگان اهل کشف و یقین است]»
و سنُقیمُ البرهانَ القطعیِّ علیٰ أنّ الوجوداتِ و إن تکثَّرَتْ و تمایزَتْ، إلّا أنّها مِن مراتبِ تعینّاتِ الحقِّ الاوّلِ
«[و بهزودی برهان قطعی اقامه میکنیم1 بر اینکه وجودات اگرچه دارای کثرت هستند و از هم تمایز دارند ولی همۀ اینها مراتب تعینّات حقّ اوّل هستند»
چگونه میشود اینها در مقابل همدیگر باشند؟! چگونه ممکن است اینها هویّت مستقلّه داشته باشند و هر کدام برای خودشان یک وجود مختصّ به خودشان داشته باشند؟!
و ظهوراتِ نورِه و شؤوناتِ ذاتِه،
«و ظهورات نور او و شئونات ذات او است.»
کثرات متعدد، ظهوراتِ وجود واحده
تلمیذ: [کثرات موجوده بهخاطر احتیاجشان مستقل نیستند؟]
استاد: اصلاً بحث، بحث احتیاج نیست، بلکه قبل از احتیاج است. الآن آنچه چشم ما ادراک میکند هویّتهای مختلفی است که داریم میبینیم، [مثلاً] این منبر است و آن پشتی است، و این منبر به آن پشتی ربطی ندارد، این منبر از چوب است و اگر سرتان را به آن بزنید میشکند امّا هرچه سرتان را به پشتی بزنید نمیشکند. چرا؟ چون این نرم است. و همینطور چیزهای دیگر. پس هر چیزی را که شما در این عالم میبینید، گرچه مستقل است و این استقلال، وجود مستقل را اقتضاء میکند، یعنی وجودی آمده به این شکل مستقل درآمده است، گرچه آن مفهوم وجود، یک مفهوم واحد است و حقیقتش حقیقت واحد است امّا بالأخره حصّه دارد. یعنی بهعبارتدیگر این وجود تکّهتکّه میشود و یک تکّۀ آن میشود منبر و یک تکّۀ آن میشود پشتی. یک حقیقت است. یا [منبابمثال] یک خمیرمایه گرفتهاید، اگرچه یک خمیر است ولی یکمقدار از این خمیر را به نان تافتون تبدیل میکنید و کنار می گذارید، یکمقدار از این خمیر را به نان سنگک تبدیل میکنید و کنار میگذارید، یکمقدار از این خمیر را به نان بربری تبدیل میکنید، یکمقدار را به نان شیر مال تبدیل کرده و گردش میکنید2. خمیرمایۀ همه یکی است امّا اَشکال نانها تفاوت دارد.
- در جلد دوم، مرحله علّت و معلول، فصل 25 بهبعد، ملاصدرا با تحلیل عینالربط بودن موجودات امکانی وحدت شخصیّه وجود را به اثبات میرساند. (محقق)
- باید دقّت شود که طبق تلقّی وحدت شخصی وجود، رابطه حق و. خلق، رابطۀ جزء و کل تلقّی نشود. این بیانات استاد، صرفاً مثال است برای تقریب بهذهن. (محقق)
