
مساوقت شیئیّت و وجود
نقد قول وساطت وجود، بین وجود و عدم
در این درس، این قول که وجود واسطۀ بین وجود وعدم است و ازاینرو، چیزی نیست که بخواهد در خارج تحقّق داشته باشد، ابطال میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و پنجم از سلسله دروس خارج اسفار، قول برخی از متکلمین مبتنی بر واسطه بین وجود عدم را نیز علاوه بر مطلب قبلی، نقد میکنند. برایناساس، در گام اول واسطه بودن وجود بین وجود و عدم نفی میشود و سپس در گام دوّم، اصل وساطت بین وجود و عدم هرچه که بخواهد باشد، ابطال میگردد. برای رسیدن بهاین رهیافت مقدماتی بیان میشود، منجمله تغایر مفهومی شیء و وجود، معنای شیء، تساوق بین وجود و شیئیت. بههرروی، اساساً ادعای تساوق از رهگذر نفی واسطه بودن وجود بین وجود عدم اثبات میگردد که در این درس نیز همین مطلب تبیین شده است.
مساوقت شیئیّت و وجود
11اصطلاحات درس
شیئیت: حالت «چیزبودن» برای یک ذات؛ یعنی آن ذات قابلیت اشاره و تصور پیدا کرده و مشیت و اراده بر تحقّق آن تعلق گرفته است.
من حیث هی: ماهیت به اعتبار خودش و بدون در نظر گرفتن هیچ قید و شرطی مانند وجود یا عدم؛ یعنی لحاظ ماهیت صرفاً در مقام ذات خود.
عروض وجود: اتصاف ماهیت به وجود؛ به این معنا که وجود بر ماهیت عارض میشود و آن را متحقّق میسازد
. استواء الطرفین: برابری دو طرف نسبت به یک چیز؛ در اینجا یعنی ماهیت من حیث هی، نسبت به وجود و عدم یکسان است و نه موجود است و نه معدوم
. حمل: نسبت دادن و اتصاف دادن یک محمول به یک موضوع در قضیه؛ چه این نسبت در ذهن باشد چه در خارج.
شیء لا کالأشیاء: چیزی که همانند دیگر اشیاء نیست؛ معمولاً برای اشاره به ذات باریتعالی استفاده میشود که وجودی منحصر به فرد و بیمانند دارد.
اتحاد: یگانگی دو چیز در مصداق خارجی، با وجود تفاوت مفهومی آنها؛ مانند اتحاد وجود و شیئیت در خارج.
هوهویت خارجیّه: عینیت کامل در مقام تحقّق خارجی؛ یعنی دو مفهوم در خارج تنها یک مصداق دارند.
تقدم رتبی: تقدم در رتبه و درجه، نه در زمان؛ به این معنا که وجود یکی شرط تحقّق دیگری است.
تقدم طبعی: تقدمی طبیعی و ذاتی؛ مانند اینکه وجود یکی بهطور ذاتی مقدم بر دیگری است
عالم ثبوت: مرتبهای از واقعیت که در آن حقایق و ماهیات به صورت ثابت و علمی نزد خداوند موجودند.
تعیّن: محدود و مشخص شدن وجود در قالب و شکل خاص.
مساوقت: همراهی و همزمانی کامل دو چیز در مصداق؛ به گونهای که هرجا یکی باشد، دیگری نیز هست.
وجود ذهنی: وجودی که به صورت مفهوم و صورت علمی در ذهن تحقّق مییابد.
ماهیت مبهمه: مفهوم کلی و نامتعین ماهیت، بدون اشاره به هیچ ماهیت خاص؛ در این معنا ماهیت فاقد هرگونه تعین و وجود است.
