
دیدگاه واسطه بودن ماهیّت بین نفی و اثبات
نقد تحقّق استقلالی نظریّه اعیان ثابته
ردر این درس به بررسی نسبت اشیاء معدوم با علم خداوند پرداخته میشود. برخی معتقدند که این اشیاء، نه موجودند و نه معدوم، بلکه در وضعی میانی بهنام «حال» یا «تقرّر» قرار دارند. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و ششم از سلسله دروس خارج اسفار، این دیدگاه را نقد میکنند و بر مبنای علم حضوری خداوند به ذات خود، تبیین میکنند که همه معلومات ـ آنچه هنوز در خارج نیستند ـ در مرتبۀ ذات حضور دارند؛ بدون اینکه موجب کثرت یا ترکیب در ذات شوند. در پایان، به بحث عین ثابت پرداخته میشود؛ تعیّنات علمیای که برخی برای اشیاء در علم خداوند قائلند. استاد با تأکید بر اصل وحدت حقیقی ذات الهی، استقلال این تعیّنات را رد میکنند و آنها را فانی در ذات میدانند که تفصیلش در انتهای درس بیان شده است.
دیدگاه واسطه بودن ماهیّت بین نفی و اثبات
12«اینها میفرمایند که صفات، نه موجود هستند و نه معدوم هستند، [نه مجهول است و نه معلوم، بلکه معلوم آن ذاتی است که متصف به صفت شده است و صفت خودش به تنهایی نامعلوم است.]»
یعنی صفت فی حدّ ذاته نه موجودیّت دارد و نه معدومیت. البتّه اینها غفلت کردهاند از اینکه صفت یک جنبۀ وجود تَبَعی دارد، یعنی بهتبع آن موصوف این هم وجود دارد، اما کسی نگفته است که صفت در خارج جدای از موصوف وجود داشته باشد. پس اصلاً موجودیّت و معدومیت، بر صفت بهلحاظ موصوف است، یعنی بهلحاظ موصوف میگوییم: این صفت موجود است یا معدوم است. اما اینکه صفت یک عنوانی داشته باشد حال و ثابت، و نه وجود بر آن حمل شود و نه عدم، چنین چیزی معنا ندارد! نه مجهول است و نه معلوم، بلکه معلوم، ذاتی است که متّصف به صفت است، و صفت معلوم نیست و علم به آن تعلّق نگرفته است.
و سَلِّموا أنّ المحالَ منفیٌ، و أنّه لا واسطةَ بینَ النّفی و الإثباتِ.
«اینها قبول کردند که محال از یک طرف منفی است، و واسطهای بین نفی و اثبات نیست.»
بنابراین صفات را تقسیم کردهاند: بعضی از صفات را که ممتنع الذات است، محال و منفی دانستهاند و این صفات را دیگر واسطۀ بین نفی و اثبات نمیدانند؛ اما صفاتی را که ممتنع الوجود نیست، گفتهاند که اینها واسطۀ بین نفی و اثبات هستند، مانند صفت وجود و صفت امکان و امثالذلک. همین صفاتی که بر این موصوف حمل میشوند، واسطۀ بین نفی و اثبات هستند و اسم اینها را حال و ثابت و تقرّر گذاشتهاند.
و رُبما أثبَتوا واسطةً بینَ الموجودِ و المعدوم؛
«بین موجود و معدوم اثبات واسطه کردند»
حتّیٰ یقالُ «الثّابتُ» علیٰ بعضِ المعدوم
«تا اینکه بگویند: ثابت بر بعضی از معدوم.»
بر بعضی از اقسام معدوم میگویند: ثابتات. آنها چه معدومی هستند؟
و هو المعدوم الممکنُ
«[و او] معدوم است ولی ممکن است باشد.]
