اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (1)

کیفیّت تعیّن و تنازل اسماء الهی

0
اسفار

در این درس، به تبیین نسبت میان «وجود واحد و مطلق» با «کثرات و مظاهر» پرداخته می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و هشتم از سلسله دروس خارج اسفار، بررسی می‌کنند که چگونه حقیقتِ واحد و بسیطِ وجود در مراتب مختلف تنزّل می‌یابد و به صورت موجودات گوناگون ظاهر می‌شود، بدون اینکه از اصل خود جدا شود؟ استاد با استفاده از مفاهیمی چون لابشرط مقسمی، بشرط لا، نزول مرتبه، نظر استقلالی و نسبت مظاهر با حقیقت، نشان می‌دهد که کثرات عالم در واقع، ظهورات آن حقیقت واحد هستند؛ و هر چه از مبدأ دورتر شویم، توجه به استقلال مظاهر بیشتر و غفلت از حقیقت بالاتر، شدیدتر می‌شود. در پایان، نتیجه‌گیری می‌شود که باید به موجودات نگاهی آلی و واسطه‌ای داشت، نه استقلالی، تا نور توحید در دل انسان تابیدن گیرد.

نسخه عربی

بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (1)

11
  • نزول یعنی آن حقیقت و آن وجود بحت و بسیط وقتی که تنازل پیدا می‌کند و به‌واسطۀ تنازلش، مرتبه تشکیل می‌دهد، یک مرتبه‌اش می‌شود مراتب اسماء، یک مرتبه‌اش می‌شود مراتب صفات، یک مرتبه‌اش می‌شود مراتب افعال. وقتی که خود مراتب افعال را درنظر بگیرید، خودش دارای مراتب می‌شود، یکی از مراتبش می‌شود مراتب وجودات مجردیّه، یکی از مراتبش می‌شود مراتب عالم مثال؛ همۀ اینها مراتب افعال است که البتّه با صفات و اسماء توأم است. یک مرتبه‌اش هم می‌شود مرتبۀ مادیّه. چطور شما در آن مراتب بالاتر از مثال، اینها را در یک حقیقت واحده جمع می‌دانید اما همین‌که به مرتبۀ مادّه نزول کرد این را منفک و جدا می‌کنید؟!

  • تفاوت دیدگاه‌ عارفان نسبت به مراتب نازلۀ وجود

  • تلمیذ: آیا این مرتبۀ نازل همان مرتبۀ عالی است لکن با قیودی؟

  • استاد: صحبت در این است که آیا این قیود، قیود پوچ و خیالی هستند یا قیود واقعی هستند؟

  • تلمیذ: قیود واقعی هستند.

  • استاد: احسنت! بنابراین تمام رنگ‌هایی که در عالم هست رنگ واقعی است، تمام طعم‌هایی که در عالم هست طعم واقعی است، تمام اشکالی که در عالم هست واقعاً شکل‌های واقعی است و واقعیّت دارد. اما صحبت در این است که فرق بین عارف و غیر عارف این است که او با دید خود همۀ این طعم‌ها و رنگ‌ها را مَظهر برای آن وجود بحت و بسیط می‌داند و نظر استقلالی بر اینها نمی‌اندازد. این فرق است. یعنی همان وجود بحت و بسیط مثل الکلمةُ اسمٌ و فعلٌ و حرفٌ که عرض شد، آن الکلمة را یک‌یک اینها می‌داند و به‌واسطۀ تغییر کلمه به اسم و فعل وحرف، اینها را دیگر جدای از کلمه نمی‌داند. این‌طور نیست که حالا این لفظی که متدلّی بر لسان و فم است این لفظ باعث بشود که این اسم از کلمه جدا بیفتد و برای خودش تعریف جدایی را به‌وجود بیاورد، بلکه در عین اینکه این اسم، اسم است درعین‌حال الکلمة است، در عین اینکه این کتاب، کتاب است و 300 یا 400 گرم وزن دارد درعین‌حال عین همان وجود بحت و بسیط و منبسط است.