
بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (1)
کیفیّت تعیّن و تنازل اسماء الهی
در این درس، به تبیین نسبت میان «وجود واحد و مطلق» با «کثرات و مظاهر» پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و هشتم از سلسله دروس خارج اسفار، بررسی میکنند که چگونه حقیقتِ واحد و بسیطِ وجود در مراتب مختلف تنزّل مییابد و به صورت موجودات گوناگون ظاهر میشود، بدون اینکه از اصل خود جدا شود؟ استاد با استفاده از مفاهیمی چون لابشرط مقسمی، بشرط لا، نزول مرتبه، نظر استقلالی و نسبت مظاهر با حقیقت، نشان میدهد که کثرات عالم در واقع، ظهورات آن حقیقت واحد هستند؛ و هر چه از مبدأ دورتر شویم، توجه به استقلال مظاهر بیشتر و غفلت از حقیقت بالاتر، شدیدتر میشود. در پایان، نتیجهگیری میشود که باید به موجودات نگاهی آلی و واسطهای داشت، نه استقلالی، تا نور توحید در دل انسان تابیدن گیرد.
بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (1)
12این نکته است که عارف، نزول مرتبۀ وجود را موجب خروج این مرتبۀ نازلۀ از اصل و حقیقت خود نمیداند، ولی ما افراد عامی این نزول مرتبه را موجب خروج از آن مرتبۀ اصلی میدانیم. فرق فقط همین است. تمام دعواها در دنیا هم بر سر همین است که وقتی آن وجود بحت و بسیط و بسیط الحقیقه و صرافت وجود و علّت أولیٰ و مبدأ اول و هرچه میخواهید اسمش را بگذارید، وقتی تنازل پیدا میکند، ما خرج این را از خرج آن جدا میکنیم، ما آن را از این متمایز میکنیم، ما بین این وجود و بین مبدأ اول که وجود حقّ متعال است فاصله میاندازیم.
تلمیذ: ﴿لَمۡ يُولَدۡ﴾ شد.
استاد: بله، احسنت! معنای ﴿لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ﴾1 این است که در عالم طبع و مادّه وقتی که فرزندی از مادری متولّد میشود، بین فرزند و مادر جدایی افتاده است، مادر میگوید: تابهحال پیش من بودی و نه ماه من تو را در شکم خودم نگه داشتم، الآن من این طرف میخوابم و تو را هم در شیرخوارگاه میبرند؛ خب ببرند، به من دیگر کاری ندارد. دیگر در کنار من هستی. اگر تو را از من جدا کنند من همان صغرایی که بودم هستم و اسم تو زید است و اسم من صغریٰ است، من زنم و تو پسر هستی. اینها با هم معنای ﴿لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ﴾ است.
عینیّت مراتب نازله با حقیقت بحت و بسیط
ولی صحبت در این است که تنزل مراتب وجود در عین اینکه واقعاً دارای خصوصیّتی است و این خصوصیت را ما میبینیم، درعینحال عین است و معنای عینیّت، عین همان مرتبۀ حقیقت و وجود بسیط است.
اما اشکال این است که وجود بحت و بسیط که تقیّد ندارد، وجود بحت و بسیط که تشکّل ندارد! شما خودتان گفتید که آن وجود، وجود اطلاقی است و آن وجود، وجود لاحدّی است و آن وجود، وجود لا رسمی است! بعداً به این اشکال پرداخته خواهد شد.
- سوره اخلاص (112) آیه 3. الله شناسی، ج 3 ، ص270:
«نزاییده است و زاییده نشده است.»
- سوره اخلاص (112) آیه 3. الله شناسی، ج 3 ، ص270:
