
بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (2)
تبیین عرفانی وجود حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله
در این درس به بررسی وجود مطلق و مراتب آن پرداخته میشود. وجود مطلق حقیقتی ساده و عاری از هر قید است که در مراتب پایینتر به صورت مصادیق مختلف ظهور پیدا میکند. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و نهم از سلسله دروس خارج اسفار، بیان میدارند که مفهوم عالم عماء نشاندهندۀ مرتبهای است که وجود مطلق به شکل نور خالص بدون مظهر ظاهر میشود. مرحوم استاد در این درس جایگاه مرتبۀ «هو هویّت» را توضیح میدهند که بالاترین وحدت وجود است و نزول وجود مطلق به عالم تعیّن با حضور پیامبر اکرم به عنوان اولین فیض بررسی میشود. همچنین تفاوت میان نور و ظل و ارتباط وحدت و کثرت در مراتب وجود بیان میشود. در نهایت این درس ساختار کلی وجود مطلق و نقش آن در عرفان و فلسفه اسلامی را روشن میشود.
بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (2)
13اصطلاحات درس
حقیقت وجود: عبارت است از واقعیت بسیط و بیواسطهای که منشأ و مبدأ جمیع اشیاء و مراتب است. در فلسفه اسلامی، خصوصاً در حکمت متعالیه، این حقیقت مساوق با ذات حق تعالی دانسته میشود و واجد تمام کمالات به نحو اشرف است.
بساطت وجود: به معنای عدم ترکیب وجود از اجزاء، اعم از مادی و عقلی است. موجود بسیط در ذات خود هیچگونه کثرتی ندارد و این بساطت از صفات وجود صرف است.
صرافت وجود: صرافت به معنای خلوص و خالص بودن از هر نوع شائبه ماهیت و تقیّد است. وجود صرف یعنی وجودی که هیچ تعیّن و محدودیتی ندارد و عین اطلاق است.
عینیت مبدأ با مصادیق: به معنای اتحاد وجودی مبدأ هستی با مظاهر و تجلیات آن است، بدون آنکه این اتحاد به معنای تشابه مفهومی باشد. مبدأ با مصادیق خود، در سطح وجودی نه مفهومی، عینیت دارد.
لابشرط مقسمی: نوعی اطلاق است که در آن وجود مبدأ، نسبت به تمام تقییدات و مراتب، نه سلبی و نه ایجابی است. این لابشرطی، حیثیت مقسمبودن را برای مبدأ ممکن میسازد.
وجود مطلق: وجودی که فاقد هرگونه قید و حدی است و در عین حال، جامع و شامل جمیع مراتب و مظاهر است. این مفهوم، محور اصلی در عرفان و فلسفه اسلامی بهشمار میرود.
وجود لاحد و لارسم و لاانتهاء: ناظر به اطلاق مطلق وجود است که در آن، هیچ رسم و تعریفی نمیگنجد و بینهایت است. چنین وجودی به هیچ نحوی از حدود و مراتب، مقید نیست.
تقیّد وجود: به معنای محدود شدن وجود به شرایط و مظاهر خاص است. تقیّد، وجود را از اطلاق و بساطت خارج میسازد و به مرتبهای خاص وابسته میکند.
مقَسِّم و قسیم: مقسّم، عنوان کلی یا مطلقی است که اقسام (قسیمها) را در برمیگیرد. قسیمها دارای قیود و تعیّناتی هستند که مقسّم فاقد آنهاست؛ و با اخذ قید، مقسّم خود به قسیم بدل میشود.
