اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراتب وجود و مقام ذات در عرفان و حکمت اسلامی

تحلیل نسبت ذات بحت با تعیّنات، از صرافت وجود تا عالم اسماء

0
اسفار

یکی از مباحث مهم و دقیق در فلسفه اسلامی و عرفان نظری، بررسی مقام ذات و مرتبۀ نهایی وجود است؛ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصتم از سلسله دروس خارج اسفار، مباحثی همچون صرافت و بساطت وجود، مقام هوهویّت، عالم عماء و نور نخستین را با تمرکز بر رابطه ذات با تعیّنات و اسماء الهی مورد بحث قرار می‌دهند. همچنین اصطلاحاتی نظیر لابشرط مقسمی، وجود اطلاقی، انیّت مطلقه و نسبت علّت و معلول در مراتب وجود را تبیین می‌کنند. مخاطب گرامی با مطالعۀ این درس با مفاهیم بنیادینی چون وحدت در عین کثرت، تشکیک در وجود، و نسبت میان ذات بحت و مظاهر وجود آشنا می‌شود و درکی عمیق از مبانی هستی‌شناسی عرفانی و حکمی به دست خواهد آورد.

نسخه عربی

مراتب وجود و مقام ذات در عرفان و حکمت اسلامی

2
  •  

  •  

  • أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم

  • بسم الله الرّحمٰن الرّحیم

  •  

  •  

  • مروری بر مطالب جلسه گذشته درباره مسلک اول عارفان

  • عرض شد که نحوۀ [وجود] مرتبه و تفکیک مراتب در بین حکما و عرفا تعبیرهای گوناگون و مختلفی دارد که ما نمی‌توانیم با بعضی از آنها موافقت کنیم.

  • در عرایض دیروز به اینجا رسیدیم که بنا بر یک تعریف، ذات واجب‌الوجود دارای مرتبه‌ای است که آن مرتبه، از او تعبیر به صرافت وجود یا تعبیر به مقام هو هویّت و یا تعبیر به عالم عماء می‌آورند. بنا بر هر دو اصطلاح؛ چه عماء را به معنای غبار بگیریم که در آنجا همۀ اشیاء مخفی است و چه عماء را به معنای تاریکی بگیریم. البتّه در بعضی از حالات که برای بعضی از سُلاّک پیدا می‌شود، آنها ادراک نور سیاه می‌کنند؛ آن نور سیاه حکایت از همین عماء می‌کند. بنا بر هر تعبیری مرتبۀ ذات، جدای از مراتب ممکنه و ظلمت امکان قلمداد می‌شود. و یک‌نحوه انفکاکی بین مرتبۀ شدّت نوریّه که عبارت است از وجود بسیط و انّیت مطلقه و مرتبۀ لا حد و لا رسم و لا انتهاء و بین مراتب متعیّنه حتّی در اوّل ین مرتبۀ ظهور که نزول ذات در اسم مشیّت است که از آن تعبیر به نور پیغمبر اکرم صلّی  الله  علیه  و آله و سلّم شده و یا عقل و یا قلم و امثال‌ذلک که تعابیر، تعابیر مختلفی است، وجود دارد. و حتّی آن مرتبه را منفک و جدا می‌دانند و به آن مرتبه، ذات لا یزال حضرت ربوبی اطلاق می‌کنند و به مراتب دیگر تعیّنات او، اظلال او، معالیل او و آثار او می‌گویند. در این مرتبه دیگر تعیّنات راه ندارند؛ مگر بنا بر همان علم اجمالی. در این مرتبه، مقام، مقام هو هویّت است؛ یعنی هیچ چیزی در این مرتبه راه ندارد. به‌عبارت‌دیگر ما آن مرتبه را مرتبۀ بشرط لا قلمداد می‌کنیم؛ مرتبه‌ای که در آن مرتبه، ذات است و هیچ تعیّن و تقیّدی در آن مرتبه نمی‌توان پذیرفت، چون تعیّن و تقیّد موجب حدّ می‌شود و حدّ موجب تشخّص و تشکّل ماهیّت می‌شود و در آن مرتبه، ماهیّت راه ندارد. این بیانی است به‌ظاهر بسیار پسندیده و قابل قبول.