اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراتب وجود و مقام ذات در عرفان و حکمت اسلامی

تحلیل نسبت ذات بحت با تعیّنات، از صرافت وجود تا عالم اسماء

0
اسفار

یکی از مباحث مهم و دقیق در فلسفه اسلامی و عرفان نظری، بررسی مقام ذات و مرتبۀ نهایی وجود است؛ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصتم از سلسله دروس خارج اسفار، مباحثی همچون صرافت و بساطت وجود، مقام هوهویّت، عالم عماء و نور نخستین را با تمرکز بر رابطه ذات با تعیّنات و اسماء الهی مورد بحث قرار می‌دهند. همچنین اصطلاحاتی نظیر لابشرط مقسمی، وجود اطلاقی، انیّت مطلقه و نسبت علّت و معلول در مراتب وجود را تبیین می‌کنند. مخاطب گرامی با مطالعۀ این درس با مفاهیم بنیادینی چون وحدت در عین کثرت، تشکیک در وجود، و نسبت میان ذات بحت و مظاهر وجود آشنا می‌شود و درکی عمیق از مبانی هستی‌شناسی عرفانی و حکمی به دست خواهد آورد.

نسخه عربی

مراتب وجود و مقام ذات در عرفان و حکمت اسلامی

4
  • تلمیذ: البتّه می‌توانیم در اینجا بگوییم که لازمۀ کمال یا تجافی مقام علّت از مقام معلول است یا اینکه اصلاً در خارج علّت و معلولی تحصیل نمی‌شود.

  • استاد: اوّل باید ببینیم که معنای علیّت و معلولیّت چیست؟

  • تلمیذ: اگر ما قائل بشویم که معلول هیچ‌وقت نمی‌تواند به علّت برسد و آن مقام را ادراک نخواهد کرد و نمی‌تواند سیر بکند لازمه‌اش این می‌شود دیگر؛ چون ما از یک طرف می‌گوییم: معلول همان علّت است که نزول کرده و از یک طرف هم می‌گوییم: آن به این سرایتی ندارد!

  • میزان ادراک معلول از علّت

  • استاد: ببینید صحبت در این است که معلول هیچ‌وقت به هویّت علّت پی نخواهد برد و همین درست است. یعنی من‌[باب‌مثال] یک شاگرد مکتبی و یک شاگرد کلاس اوّل هیچ‌وقت به معلّم و به افکار معلّم خودش نمی‌رسد. باید این شاگرد به آن حدّ برسد تا افکار استاد بتواند برای او تجلّی پیدا کند. چرا این‌طور است؟ چون آن اشتداد وجود علمی که در معلّم هست، در شاگرد و در تلمیذ نیست. تلمیذ به اندازۀ آن تحمّل و سعۀ وجودی علمی خودش می‌تواند از معلّم و استاد استفاده کند نه بیشتر؛ اگرچه اشتراک در هر دوی اینها یک حقیقت واحده است. یعنی چرا استاد می‌تواند به تلمیذ علم افاضه کند؟ و چرا تلمیذ می‌تواند از استاد استفاده و استفاضه کند؟ چون یک حقیقت واحده در هر دوی اینها هست. اگر هر کدام از اینها در عالَمی بودند، مثلاً تلمیذ در عالم باغبانی بود و معلّم در عالم نخ‌ریسی بود، آیا این نخ‌ریس می‌تواند به باغبان تعلیم بکند؟! نه، چون باغبان نمی‌تواند و نمی‌فهمد. یا [من‌باب‌مثال] اصلاً یکی رشته‌اش رشتۀ ریاضی است و دیگری اصلاً رشته‌اش رشتۀ آبِ‌حوضی است، آن آبِ‌حوضی فقط می‌داند که سطلی به‌دست بگیرد و به درب منازل برود و در بزند و آب حوض را خالی کند. حالا اگر این‌دو با هم جمع شدند و این بخواهد از آن علوم ریاضی خودش به این آبِ‌حوضی منتقل کند آیا می‌تواند؟! امکان ندارد! چون وجه اشتراکی در بین اینها وجود ندارد. معادلۀ درجۀ دو و درجۀ سه جبری را که نمی‌تواند به یک برف‌پاروکن القاء کند. بنابراین این معنا ندارد، باید وجه اشتراک بین استاد و تلمیذ وجود داشته باشد تا [اینکه] به‌واسطۀ آن وجه اشتراک این بتواند افاده کند و او بتواند استفاده کند. این وجه اشتراک به هرمقدار که قوی باشد، افاده و استفاده اتمّ و اکمل خواهد بود و به هرمقدار که این وجه اشتراک ضعیف باشد افاده و استفاده ناقص و انقص خواهد بود.