اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراتب وجود و مقام ذات در عرفان و حکمت اسلامی

تحلیل نسبت ذات بحت با تعیّنات، از صرافت وجود تا عالم اسماء

0
اسفار

یکی از مباحث مهم و دقیق در فلسفه اسلامی و عرفان نظری، بررسی مقام ذات و مرتبۀ نهایی وجود است؛ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصتم از سلسله دروس خارج اسفار، مباحثی همچون صرافت و بساطت وجود، مقام هوهویّت، عالم عماء و نور نخستین را با تمرکز بر رابطه ذات با تعیّنات و اسماء الهی مورد بحث قرار می‌دهند. همچنین اصطلاحاتی نظیر لابشرط مقسمی، وجود اطلاقی، انیّت مطلقه و نسبت علّت و معلول در مراتب وجود را تبیین می‌کنند. مخاطب گرامی با مطالعۀ این درس با مفاهیم بنیادینی چون وحدت در عین کثرت، تشکیک در وجود، و نسبت میان ذات بحت و مظاهر وجود آشنا می‌شود و درکی عمیق از مبانی هستی‌شناسی عرفانی و حکمی به دست خواهد آورد.

نسخه عربی

مراتب وجود و مقام ذات در عرفان و حکمت اسلامی

6
  • تلمیذ: پس درواقع هر کسی خودش را ادراک می‌کند.

  • استاد: بله، احسنت! هر کسی دارد خودش را ادراک می‌کند:

  • مادح خورشید مداح خود است***...1 
  • این ادراک ما از مقام ذات و اسماء و صفات چقدر است؟ همین الآن من از یک‌یک شما سؤال کنم که شما خدا را برای من تعریف کنید. از آقای کذا شروع می‌کنیم، بعد نوبت آقای کذا و کذا، همین‌طور یکی‌یکی، جدا جدا و بدون اینکه کسی به کسی دیگر کار داشته باشد. بعد می‌آییم و این حرف‌ها را یکی‌یکی یادداشت می‌کنیم و کنار هم می‌گذاریم، می‌بینیم هر کسی آمده و خدا را یک جور تعریف کرده است. خدا که ده تا نشد! خدا یکی است و سرجایش است. اما ما هستیم که اینجا براساس ادراکمان او را پایین می‌کشیم. این، یعنی این تویی دیگر! یعنی ما او را که رفته و در آن قلّۀ قاف قرار گرفته، با زنجیر می‌کشیم و می‌گوییم: بیا، تو باید این‌طوری باشی! می‌گوید: خب تو این‌طوری نگو، می‌گوییم: نه، تو اصلاً باید این‌طوری باشی! می‌گوید: حالا آن‌طورکه تو گفتی من قبول دارم. می‌گوییم: نه، قبول دارم به‌جای خود، اصلاً تو باید این‌طوری‌که من می‌گویم باشی! آن‌وقت اینجا دیگر جور درنمی‌آید، گروه خون دیگر به همدیگر نمی‌خورد! می‌گوید: حالا این مقداری که تو از ما می‌گویی بسیار خوب، بالأخره با هم سلاّنه سلانه، رفیقانه [جلو می‌آییم،] یک خُرده تو و یک خُرده ما مایه می‌گذاریم، بالا و پایین می‌کنیم و همین‌طور کم‌کم! اگر این‌طور باشد او با ما سر آشتی دارد و می‌آید، ولی اگر ما بخواهیم دائماً او را [پایین] بکشیم، او می‌گوید: نه جانم، اینجا دیگر معذرت می‌خواهیم! اینجا دیگر ما را به خیر و تو را به سلامت! ما که نمی‌توانیم او را از آنجا پایین بکشیم!

  • پس بنابراین، در این مطلب جای اشکال نیست که باید بین علّت و معلول نقطۀ اشتراک وجودی باشد. به‌مقدار نقطۀ اشتراک وجودی، معلول به مقام علّت پی خواهد برد. یعنی درواقع به مقام خودش پی خواهد برد و او هم به همان مقدار اشتراک در وجودی به این افاضه می‌کند.

    1. مثنوی معنوی، دفتر پنجم.