
مراتب وجود و مقام ذات در عرفان و حکمت اسلامی
تحلیل نسبت ذات بحت با تعیّنات، از صرافت وجود تا عالم اسماء
یکی از مباحث مهم و دقیق در فلسفه اسلامی و عرفان نظری، بررسی مقام ذات و مرتبۀ نهایی وجود است؛ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصتم از سلسله دروس خارج اسفار، مباحثی همچون صرافت و بساطت وجود، مقام هوهویّت، عالم عماء و نور نخستین را با تمرکز بر رابطه ذات با تعیّنات و اسماء الهی مورد بحث قرار میدهند. همچنین اصطلاحاتی نظیر لابشرط مقسمی، وجود اطلاقی، انیّت مطلقه و نسبت علّت و معلول در مراتب وجود را تبیین میکنند. مخاطب گرامی با مطالعۀ این درس با مفاهیم بنیادینی چون وحدت در عین کثرت، تشکیک در وجود، و نسبت میان ذات بحت و مظاهر وجود آشنا میشود و درکی عمیق از مبانی هستیشناسی عرفانی و حکمی به دست خواهد آورد.
مراتب وجود و مقام ذات در عرفان و حکمت اسلامی
15تلمیذ: من اینطور استنباط کردم که به مسئله نمی رسد مگر اینکه شخص خودش واصل شده باشد.خیلی از عقلای بزرگ ...نفهمیدند...
استاد: خب آن عقلا نفهمیدند، شاید عقلای دیگری بیایند و بفهمند....البته بله مشکل است و نمیتوان بگوییم بتاً امکان ندارد ....
تلمیذ:امکان دارد انسان بدون شهود بجایی برسد؟
مطابقت براهین فلسفی با شهودات بزرگان
صحبت در این است که مسائلی را که عقل ادراک میکند، یا به آن جنبۀ یقینی و علمی میدهد و یا اینکه آن را در مرحلۀ ظنّ و تخیّل و غیر بتّی میگذارد، و بهعبارتدیگر قضیهاش یا بتّیه است یا غیر بتّیه است [هکذا] اگر ما قبول کنیم حقیقتی داریم و آن حقیقت را بعضی از آن اولیائی که واقعاً به مرحلۀ توحید خاص و خاصّ الخاص و اخص رسیدهاند که دیگر هیچ شائبهای از کثرت و نقصان در آنها نیست و واقعاً حقیقت توحید را وجدان کردهاند نه با عقل خودشان، بلکه لمس کردهاند و به توحید متحوّل شدهاند و به آن حقیقت متبدل شدهاند، اگر قرار باشد حقیقتی را آنها بیان کرده باشند، ما میبینیم که قضیۀ بتّیۀ عقلیه هم از همان حکایت میکند مگر اینکه ما، یعنی عقل در برهان خودش راه خطا پیموده باشد و آنها هم از حقیقت مطلب خبر نداده باشند. یعنی حالا ما کار نداریم به اینکه مرحوم حاجی یا ملاصدرا ـ رضوان الله تعالیٰ علیهما ـ و امثالذلک چه گفتهاند. ما به ملاصدرا کار نداریم، ما به خود حاجی کار نداریم، ما به سایر افراد کار نداریم، ما میبینیم آنچه با برهان به آن رسیدهایم با مطالب بزرگان که دیگر هیچ جای شکی در آنها نیست منطبق است. مگر اینکه خود ما در این برهان اشتباه کرده باشیم یا غیر از این باشد که آنها نگفته باشند و بعید است که اینطور باشد.
تلمیذ: این مطلب میفهماند که آنها نرسیدهاند.
استاد: بله، درست است. خب نرسیده باشند چه اشکالی دارد؟! منبابمثال بوعلی ـ رحمة الله علیه ـ به این قضیّه نرسیده باشد.
