
مراتب وجود و مقام ذات در عرفان و حکمت اسلامی
تحلیل نسبت ذات بحت با تعیّنات، از صرافت وجود تا عالم اسماء
یکی از مباحث مهم و دقیق در فلسفه اسلامی و عرفان نظری، بررسی مقام ذات و مرتبۀ نهایی وجود است؛ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصتم از سلسله دروس خارج اسفار، مباحثی همچون صرافت و بساطت وجود، مقام هوهویّت، عالم عماء و نور نخستین را با تمرکز بر رابطه ذات با تعیّنات و اسماء الهی مورد بحث قرار میدهند. همچنین اصطلاحاتی نظیر لابشرط مقسمی، وجود اطلاقی، انیّت مطلقه و نسبت علّت و معلول در مراتب وجود را تبیین میکنند. مخاطب گرامی با مطالعۀ این درس با مفاهیم بنیادینی چون وحدت در عین کثرت، تشکیک در وجود، و نسبت میان ذات بحت و مظاهر وجود آشنا میشود و درکی عمیق از مبانی هستیشناسی عرفانی و حکمی به دست خواهد آورد.
مراتب وجود و مقام ذات در عرفان و حکمت اسلامی
19تشکیک در وجود: نظریهای که وجود را دارای مراتب شدت و ضعف میداند، بهگونهای که تمام موجودات در حقیقت وجود مشترکاند، اما در شدت وجودی متفاوتند.
وجود اطلاقی: وجودی که مقید به هیچ قیدی نیست و نسبت به همه چیز اطلاق دارد؛ مترادف با وجود بسیط و صرف.
علّت و معلول: رابطهای هستیشناختی میان موجودات، که در آن یکی سبب وجود دیگری است و بدون آن تحقق نمییابد.
شدت حقیقت وجودیّه: میزان قوّت و تمامیت وجودی که موجودی دارا است؛ شدت بیشتر نشاندهندۀ قرب بیشتر به اصل وجود است.
تمایز ذاتی: تفاوت در اصل و حقیقت وجود بین دو چیز، نه صرفاً در صفات یا عوارض.
وحدت در وجود: اصل اشتراک موجودات در حقیقت وجود علیرغم تمایز رتبی، مفهومی یا ماهوی.
اشتداد وجودی: افزایش در مرتبه وجود و قوّت هستی؛ برابر با حرکت اشتدادی یا تجلی بالاتر در نظام مراتب وجود.
سعۀ وجودی: ظرفیت وجودی یک موجود در دریافت فیض یا علم، که بسته به رتبهاش در مراتب هستی متفاوت است.
وجه اشتراک وجودی: نقطۀ مشترک میان علّت و معلول از حیث وجود؛ همان حقیقت وجود که در هر دو سریان دارد.
افاضه: صدور و بخشش وجود یا علم از علّت به معلول، مطابق با ظرفیت و استعداد معلول.
مابهالاشتراک: عنصر یا حیثیتی که بین چند چیز مشترک است، مانند حقیقت وجود میان همه اشیاء در نظام تشکیکی.
اصالت وجود: نظریهای در فلسفه اسلامی که وجود را اصل و اصیل میداند و ماهیات را اعتباری و ذهنی تلقی میکند.
لا بشرط مقسمی: لحاظ وجود یا مفهومی بهنحویکه خود بههیچ قیدی مقید نباشد ولی قابلیت تقیید به اقسام گوناگون را داشته باشد؛ ناظر به وحدت در عین کثرت.
بشرط لا: قیدی برای مفهومی که به شرط نبودن هر نوع تعیّن یا خصوصیتی اخذ میشود، یعنی تصور چیزی بهشرط نبود سایر چیزها.
بشرط شیء: لحاظ یک مفهوم بهشرط همراهی با قیدی خاص؛ مثلاً انسان سفید یا انسان بلند.
