
مراتب وجود و مقام ذات در عرفان و حکمت اسلامی
تحلیل نسبت ذات بحت با تعیّنات، از صرافت وجود تا عالم اسماء
یکی از مباحث مهم و دقیق در فلسفه اسلامی و عرفان نظری، بررسی مقام ذات و مرتبۀ نهایی وجود است؛ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصتم از سلسله دروس خارج اسفار، مباحثی همچون صرافت و بساطت وجود، مقام هوهویّت، عالم عماء و نور نخستین را با تمرکز بر رابطه ذات با تعیّنات و اسماء الهی مورد بحث قرار میدهند. همچنین اصطلاحاتی نظیر لابشرط مقسمی، وجود اطلاقی، انیّت مطلقه و نسبت علّت و معلول در مراتب وجود را تبیین میکنند. مخاطب گرامی با مطالعۀ این درس با مفاهیم بنیادینی چون وحدت در عین کثرت، تشکیک در وجود، و نسبت میان ذات بحت و مظاهر وجود آشنا میشود و درکی عمیق از مبانی هستیشناسی عرفانی و حکمی به دست خواهد آورد.
مراتب وجود و مقام ذات در عرفان و حکمت اسلامی
7لزوم کتمان سرّ بهخاطر ظرفیت محدود افراد
اگر یکمقدار بیشتر از آن اشتراک وجودی افاضه کند، اینجا است که انفجار پیش میآید و اینجا است که اضمحلال پیش میآید. اگر علّت بخواهد یکمقدار بیشتر از آن مدرکات خود را به معلول افاضه کند، معلول ازبین میرود. اینجا همانجایی است که میگویند: سرّ را نباید گفت! اینجا همانجایی است که میگویند: حقیقت را نباید افشا کرد! اینجا همانجایی است که میگویند: انسان نباید اضافه بر تحمّل افراد بار بکند و هلمّ جرّا!
این مقام، مقام اشتداد وجودی و اشتراک وجودی بین علّت و بین معلول خواهد بود. خب در اینجا حفظ مرتبه شده است. یعنی معلول در اینجا دارای یک حدّی است و علّت میگوید من این حدّ را نمیتوانم بپذیرم چون تو ضعیفی و من قوی هستم و چون من قوی هستم نمیتوانم ضعیف را بپذیرم. یعنی من نمیتوانم خود را در قالب ضعیف بنمایانم چون من قوی هستم و این حدّ، حدّ ضعیف است. بله میتوانم تنازل پیدا کنم، اما من دارای این حد نمیشوم. یعنی منِ علّت دارای این حد از وجودی بشوم، من نمیشوم. معلول هم میگوید: من هم نمیشوم! من نیز دارای این حد از وجودی نمیشوم. من هم دارای این حدِّ وجودی هستم و [دارای] این مرتبه از فهم و ادراک هستم، کجا میتوانم فهم و ادراک یک استاد را در وجود خود قرار بدهم؟ و کجا میتوانم مطالب یک استاد را در وجود خود تلقّی کنم؟! من هم نمیتوانم. پس تو آن طرف جوی بایست ما هم این طرف جوی میایستم، فقط یک طناب به همدیگر میکشیم که همدیگر را گم نکنیم. این میشود علّت و معلول.
نحوۀ ربط بین ذات و مراتب وجود در کلام مرحوم کمپانی و شبستری
این مطلب، همان مطلبی است که بسیاری از اهل عرفان و حکمای قائل به تشکیک، بر این مسئله معترف هستند، مانند مرحوم آقا شیخ محمد حسین کمپانی ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ که اینها میگویند: معلول در مرتبۀ ذات نمیگنجد و معلول نمیتواند در آنجا راه پیدا کند، چون محدود به حدود ماهوی است. و همینطور ذات نمیتواند تنازل کند و خود را در مرتبۀ معلول قرار بدهد، چون ذات، وجود بالصرافه دارد و دارای حقیقت اطلاقیّه و وجود اطلاقی است، لذا نمیتواند پایین بیاید. پس بنابراین فقط یک مابهالاشتراکی ایندو را به همدیگر ربط میدهد، آن ما بهالإشتراک عبارت است از همان حقیقت وجود. حقیقت وجود است که بین معلول و علّت را ربط میدهد.1
- توحید علمی و عینی، ص 51 ـ 54.
