
جلسه ۸۲
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۲
13ادامه تطبیق متن
فالتّقسیم1 الأقرب الى التحّقیق تقسیمى كه اقرب در مباحث وجود به تحقیق است ما یوجد فى کتبهم آن كه در كتبُ در شفاى باشد ان کل موجود هر موجودى اذا لاخطه العقل من حیث هو موجود وقتى كه عقل او را ملاحظه بكند من حیث هو موجودٌ یعنى هر موجودى را از حیث موجودیش عقل لحاظ بكند نه از لحاظ شى دیگر نه از لحاظ شیئیتش نه از لحاظ جوانبش نه از لحاظ علیتش، هیچ؛ فقط موجود را لحاظ كندو نگاه كه مى كند مىبیند این در خارج موجود است نظر را روى این ببرد. دیگر آیا این مستند به علت است؟ نه! مستند به علت نیست هیچ چیز در اینجا دیگر لحاظ نكند؛ نفس این موجود را در نظر بگیرد و ببیند آیا وجود را مىتواند از این لحاظ انتزاع بكند یا نمىتواند؟ اگر توانست انتزاع بكند واجب الوجود مىشود و اگر نتوانست ممكن الوجود مىشود.
و جرّد النظر الیه عما عداه از ما عداى این موجودیتِ این موجود نظرش را خالى كند و تجرید كند لا یخلو إما أن یکون بحیث ینتزع من نفس ذاته بذاته الموجودیة بالمعنى العام الشامل للموجودات از باب یك متصّل حقیقیه از این دو قسم خالى نیست یا اینكه به حیثى است كه از خود ذاتش؛ وجود انتزاع مىشود بذاته یعنى وجود ذاتاً انتزاع مىشود. لا بالغیر و لا بالإستناد الى الغیر وَ لا بِانضِمَام ضَمِیمه و تقیید قیدٍ، از خودِ ذاتش یعنى از خود ذات موجودیتِ به معناى عام كه شامل موجودات است انتزاع مى شود موجودیت یعنى موجودیت از او انتزاع مىشود و حمل بر او مىشود و یحکم بها علیه حكم به موجودیت بر این موجود مىشود أم لایکون کذلک اینطور نیست بل یفتقر فى هذا الانتزاع در این انتزاع موجودیت از او (موجودیت عامه) إلى ملاحظة أمر باید یك امر را ملاحظه بكند وراءِ نفس الذات غیر از خود ذات و حقیقت او، غیر از حقیقت ذات او باید از یك زمینهاى كمك بطلبد، باید به مساعدت یك قیدى این موجود بر آن حمل بشود کانتسابه إلى شیء مثل انتساب وجودات به جاعل؛ وجودات از باب انتساب به جاعل حمل موجودٌ بر آنها صحیح است أو انضمام شیء ما الیه یا شیئى منضّم به او بشود و اگر ماهیت است، اولىِ وُجودات أشیاء است (منظور ایشان) دومىِ ماهیات أشیاء است یعنى به لحاظ انضمام وجود به ماهیت، ما بتوانیم وجود را بر این ماهیت حمل كنیم.
- در درس شماره ٧٨.
