
جلسه ۸۲
المنهج الثانی فی اصول الکیفیات و عناصر العقود و خواصّ کل منها فصل (1) فی تعریف الوجوب و الامکان و الامتناع و الحقّ و الباطل
جلسه ۸۲
17فانها مالم یتنور بنور الوجود مادامى كه این ماهیات به نور وجود نورانى نشوند لایمکن الاشارة العقلیة الیها. ممكن نیست اشاره عقلى به این ماهیات بكنیم بانها لیست موجوده و لامعدومه فى وقت من الاوقات، به اینكه اینها نه موجود هستند و نه معدوم هستند در هیچ وقتى از اوقات ما نمىتوانیم اشاره بكنیم پس اینها باید به نور وجود مستنیر بشوند كه نور وجود در عقل است این نور وجودى كه در عقل است به این ماهیات وجودِ ذهنى داده و الا اگر هیچ ماهیتى در ذهن شما نیاید، شما مىتوانید بگوئید این ماهیات لا موجوده و لا معدومه؟ شما اشاره نمىتوانید بكنید. باید یك ماهیت را تصور بكنید بعد بگویید این ماهیت من حیث هى، لاموجوده و لامعدومه حیوانى كه فرض كنید من باب مثال یك فرسنگ یا یك فرسخ طول دارد این حیوان در روى زمین نیست پس بنابراین شما مىتوانید بگویید كه این حیوان نه موجود است و نه معدوم است و اتصّاف وجود و عدم را از این ماهیت سلب مىكنید این به خاطر این است كه وجود ذهنى دارد بل هى باقیه على احتجابها الذاتى بلكه اگر نوربه این نخورد و لو ذهناً این بر احتجابها الذاتّى و بطونها الاصلى ازلًا و ابدا باقى مىماند اصلًا خبر دیگر نمىشود از او داد این همیشه احتجاب ذاتى دارد چون عدم محض است و عدم محض قابل أخبار نیست. در ازل و ابد، در بطن اصلى، در عالم خفا (خفاى خودش)، باقى مىماند. ولیست حقائقها حقائق تعلقّیه حقایق این ماهّیات حقایق تعلقّیه نیست كه فیمکن الاشارة الیها كه تا اینكه اشارهء به او ممكن بشود والحکم علیها حكم بشود بر او بأنّها هى هى این ماهیت من حیث هى لیست الا هى؟ وانّها لیست الّا هى و انّها لاموجودة و لامعدومة نه موجود و نه معدوم است و نه مقدم و نه متأخر است و نه مصدر و نه صادر است و نه متعلق و نه جاعل و نه مجعول است.
