
جلسه ۸۸
فصل (2) فی أن واجب الوجود لا یکون بالذات و بالغیر جمیعا و فی عدم العلاقة اللزومیة بین واجبین لو فرضنا
جلسه ۸۸
13مىگوییم فوقیت و تحنیت چیست؟ مىگوییم فوقیت و تحتیت از یك مفهوم انتزاعى از دو امرى است، كه اینها در دو مكان قرار گرفتهاند، بعد معتبر مىآید، این از این دو امرى كه در دو مكان قرار گرفتهاند، یك عنوان اضافه انتزاع مىكند، آن عنوان اضافه را اسمش را مىگذارد چه چیز؟ فوقیت و تحتیت.
پس بنابراین در تعریف سطح، فوقیت یعنى بالا بودن از یك شیئى نخوابیده، سطح عبارت از این است كه یك، ماده اى یك شیئى در یك مرتبه اى از مكان قرار بگیرد، بسیار خب، این الان این كتاب در این مرتبه قرار مىگیرد، در یك مرتبه اى از چى است از مكان، خب این كاغذ و قرطاس هم در یك مرتبهاى از مكان قرار مىگیرد، حالا كه در یك مرتبه قرار گرفت، حالا ما انتزاع فوقیت و تحتیت مىكنیم، نه اینكه از اول بگوییم كاغذ را ما در جایى كه زیر سطح است، قرار مىدهیم، یا سطح را در جاى بالاى كاغذ، بالا بودن بعد از تحقق شیء انتزاع مىشود نه قبل از تحقق اینكه بالا بودن و پائین بودن، ندارد فرض كنید كه الان شما در كره، در اینجا هستید، آن افرادى كه در زیر شما هستند فرض كنید كه بروند این طرف كره زمین آنها زیر شما هستند، نیستند؟ ما الآن در فرض كنید كه مگر زمین كروى نیست الآن زمین كروى است دیگر، ما الان این بالا هستیم، چند نفر زیر ما هستند؟ شما الآن یك میلهاى سوراخ كنید بروید آن ته اینها همه چه چیز هستند؟ تحت هستند، همانها این حرف را به ما مىزنند. پس بنابراین ما زیر آنها هستیم بله؟1
بل إنما یؤخذ فى التحدید السبب الموقع للإضافه بینهما
در تحدید و تعریف اضافه آن سبب را ما كار داریم به دنبال سبب مىگردیم، لذا آن سبب، آن حقیقتى است كه بواسطه آن حقیقت این اضافه تحقق پیدا مىكند یا مكان است، یا زمان است، یا امتداد است، یا نفس آن اصالت و ریشه شخصیت ابوّت و بنوّتى است، یا هر چیزى كه مىخواهد باشد، كه امتداد و خط و اینها یا اعتبارات دیگر به طور كلى در باب اضافه ما دنبال آن سببى مىگردیم كه وقتى آن سبب انجام شد تازه در خارج مقوله اضافه محقق مىشود، این هم یك مسئله.2
- سؤال: اگر از اين عالم جو زمين خارج بشويم يمين و شمال و فوق و تحت نداريم.
جواب: از کجا خارج بشويم.
سؤال: از خود جو زمين خارج بشويم به آنجايى که جاذبه نيست ديگر در آنجا ما فوق و تحت و يمين و شمال نداريم؟
جواب: چرا نداريم؟ آنجا هم داريم بالاخره جو که هست. به جاذبه چه کار داريد؟ اصلًا.
سؤال: بالاخره آنجا هم اگر انسان معلق باشد اگر مثلًا سرش آيا پايين باشد، مىگويد اينجا بالاست.
جواب: معلق است اگر دو نفر حالا معلق باشند، يکى از آنجا معلق مثل شما، يکى هم بنده، اينجا معلق شدهام مدتى است مثل من، حالا اگر ما دو تا فرض کنيد که معلق باشيم، شما به نسبه به من سمت راست هستى يا چپ هستى؟
سؤال: حالا چپ و راست، تحت و فوق چطور؟
جواب: بالا هم همين طور، شما معلق مىشويد بالاى من، من هم معلق مىشود زير شما، بخاطر اينکه ناراحت نباشيد.
سؤال: نه الآن آنجايى که الان زير کره زمين هستند، که دارند رصد مىکنند ستاره ها را، مىگويند کجا را رصد مىکنيد؟ مىگويند فوق را داريم رصد مىکنيم.
جواب: ما هم الان داريم فوق را رصد مىکنيم.
سؤال: ما هم همين را مىخواهيم بگوييم، مىگوييم ما در هر جا که هستيم فوق را.
جواب: پس اين يک امر انتزاعى است پس اصلًا فوقيت.
سؤال: پس واقعيت هم ندارد.
سؤال: پس واقعيت هم ندارد.
جواب: انتزاع است، اين از اعراض است ديگر نه اينکه واقعيت ندارد، اين يک عرض است به اعتبار معتبر. بله؟
سؤال: اگر واقعيت ندارد معکوسش را مىشود تصور کرد؟
جواب: بله اصلًا واقعيت ندارد. (شما فرض کنيد که به اين مىگويد؟ بيا بالا، واقعيت ندارد که خيلى چيزها بهم مىخورد.
سؤال: بعضى از شهرستانها مىگويند که نمىشود؟
جواب: بله آنها از نظر عقلى خيلى ديگر، ديگر اعتباريات را حذف کردهاند. - سؤال: بحثى که اجمالًا فرموديد مىآيد.
جواب: بله اين خيلى بحث مفصلى است.
سؤال: بحث چيز هم دارد شبسترى هم دارد.
جواب: بله، بله، آن را در بحث عليت مىآييم و مىگويم، در بحث عليت در آنجا مىگويم و الا در جاى ديگر ايشان نياورده، خيلى اشارات.
روز شنبه حوزه تعطيل نيست؟ پنجشنبه را تعطيل کرده اند.- مدراس را تعطيل کرده اند؟ بله حوزه.
خيلى وقت پيش هنوز معلّم نبودم، آن موقعها گفتم، حضرت ابوالفضل چى مىگى بچه؟ تمام عرفا ولايتشان را از حضرت ابوالفضل گرفتند.
سؤال: واقعاً همچين تصورى داشتند که کل شهداء کربلا کمل بودند؟
جواب: البته اين که نيست، کمل نبودند، يعنى حر کمل بوده کامل بوده؟
سؤال: اينطور نبود؟
جواب: البتّه بله اينها به واسطه اين ايثار آن مراتب را به نحو دفعى طى کردهاند. نه منظور ايشان شايد در زمان حيات بوده، منظور شما اين بوده؟ نه در زمان حيات يا بعد از شهادت.
سؤال: به طور کلى از اين جهت که بعضىها مىگويند که علت اينکه حضرت سجاد عليهالسلام ايشان را تنها و دور از حضرت سيد الشهداء عليه السلام دفن کردهاند اين جهت بوده که خود ايشان هم، حائز آن مقام حضرت سيد الشهداء عليهالسلام بودهاند و به تنهايى هم عنوان باب الحوائج و دستگيرى کننده که از همه موضوعات آنها باشند، به اين جهت ايشان را تنها دفن کردهاند و نياوردند کنار حضرت سيد الشهداء
به عبارت ديگر تنه به تنه حضرت سيد الشهداء مىزدند از نظر مقام؟
و اينها منظورم اين است.
جواب: نه خير اينکه هر چه دارد از سيد الشهداء است، حضرت ابوالفضل فانى در سيد الشهدا، بود و هرچه حضرت دارد از حضرت سيدالشهداء است، منتهى جهتش.
سؤال: اين لازم و ملزوم معنا ندارد. چون اين قدر ائمه هستند پيش هم ديگر دفن هستند معنايش اين هست که.
سؤال: اين حرف را؟؟؟ هم مىزند. به عبارتى در واقع فرمودند که اصحاب سيد الشهدا فانى در، سيد الشهدا بودند و فناى در سيد الشهداء فانى در حق است.
اينجورى فرمودند، ايشان. بعضى انتزاع کرده اند که مثلًا.
جواب: خب بله در اين که حرفى نيست. واقعيت هم همين است ديگر.
سؤال: فنا که ايشان فرمودند از قول بعضى فرمودند.
سؤال: در ميان مثلًا ساير شهداء مسلم امتيازى بين ايشان و حضرت على اکبر و ساير شهداء و اينها هستند مثلًا مثل از لحاظ رسيدن به آن مقام ولايت کليه و اينها.
جواب: شما راجع به حضرت على اکبر چطور نفى مىکنيد؟
سؤال: نفى نمىکنم مىخواهم اثبات بکنم مىخواهم اين را عرض بکنم که حضرت على اکبر.
جواب: شما مىگوييد امتياز است.
سؤال: نه بين اينها و ساير شهداء مثلًا فرض بفرماييد که بين جرير و نمىدانم زهير، زهير مثلًا تا حالا عثمانى بوده و اخيراً يک مرتبه برنگشته و هر چه سير هم بوده در همان مسير راه تا کربلا بود، ولى حضرت على اکبرعليه السّلام- با آن تعبيرى که حضرت سيد الشهداء نسبت به ايشان دارند، آن حاکى از اين است که در زمان حياتشان به آن مقام ولايت رسيده بودند.
جواب: اين چه اشکالى دارد؟ چيزى نيست.
سؤال: اشکالى ندارد من.
جواب: يعنى اگر فرض بکنيد که حالا آن جهتش که چرا مثلًا حضرت نياورده در اينجا، شايد خواسته حضرت در همانجا دفن بشود و خلاصه يک خصوصيتى براى خود حضرت به اصطلاح در آنجا باشد و نتوانسته بياورد، چون در بعضى جاها داريم اصلًا نمىشد حمل کرد، بدن حضرت را.
سؤال: آن اصلًا بنى اسد بودند و قابل حمل بود چرا؟ حضرت سجاد تنها نبودند. چون آن استفاده را مىکند که مرور ايام خودش پرده از اين قضيه برداشته که حضرت ابوالفضل عليه السلام خودش به تنهايى.
جواب: يعنى اگر حضرت على اکبر فرض کنيد يک جا دفن مىشد اينکار را نمىتوانست بکند؟
حضرت رقيهاش دارد اين کارها را مىکند، پنج ساله بوده، حضرت على اصغرش به تنهايى اين کار را مىکند، عالم ملک و ملکوت را عوض مىکند.
سؤال: تازه خيلى هم فاصله ندارند، چه فاصلهاى است؟
جواب: سيصد متر است.
سؤال: حالا اگر يکى مثلًا صد کيلومتر دور.
سؤال: در مورد مرحوم قاضى ظاهراً آقا نقل مىکردند که آن فتح بابشان يا اينکه وصولشان به مقام ولايت اينها از طريق حضرت ابوالفضل عليهالسّلام شده.
جواب: من شنيدهام يک همچنين چيزى حضرت ابوالفضل بود يا سيدالشهداء؟!
سؤال: ظاهراً مثل اينکه.
جواب: آقاى حداد هم خيلى ايشان به.
سؤال:
جواب: همين قدر مسلم است که قسم خوردن به او خيلى خلاصه خطر دارد اينقدر مسلم است. امام حسين اينقدر خطر ندارد که حضرت ابوالفضل مخصوصاً ميان عربها بله.
سؤال: هزار تا قسم مىخورد به ابوالفضل قسم نمىخورد البته اگر يقين هم داشته باشد.
جواب: بله خوشا به حال اينها ديگر حظشان را از وجود بردند، اين خيلى واقعاً توفيقى مىخواهد، حالا همين زهير همين حرّ، همين ها مثلًا چيست قضيه؟ نمىدانم؟ يا مثلًا نصرانى.
سؤال: بعضى هايشان از اين نصرانيها دو رکعت نماز هم نخواندهاند.
جواب: حسابهاى آنجا را آدم نمىداند!! راجع به حبيب خيلى مرحوم آقاى حدّاد نظرشان خيلى خوب بود چون اختلافات، که اختلافات هست، الان اختلافات
هم هست. مىفرمودند: هيچکدام از اينها به اندازه حبيب براى من معجب نيست!!
- سؤال: اگر از اين عالم جو زمين خارج بشويم يمين و شمال و فوق و تحت نداريم.
