جلسه ۹۷
9پس بنابراین، این مفهوم واجب الوجود كه شما گفتید كلى است و این كلى داراى افراد لایتناهى هست، این لایتناهى را ما در اینجا نفهمیدیم چه چیز است؟
جواب آخوند
مرحوم آخوند در جواب مىگویند، اصلا این حرفها نیست، بحث ما در اینجا، بحث، بر سر عدم تناهى تسلسلى و عددى و این حرفها در اینجا نیست، صحبت در این است، همانطورى كه در بالا گفتیم، ماهیت خودش فى حد نفسه اقتضاى عدم تناهى را مىكند، یعنى عدم تناهى عرضى مىكند. نه عدم تناهى طولیه را و سلسله طولیه را كه شما بیائید اشكال بكنید و بگوئید در سلسله علل بالاخره بطلان تسلسل مطلب را قطع مىكند، نخیر، در ناحیه علت، در این مسئله ماهیت این در اینجا، عدم تناهى و عدم تناهى عرضیه است، یعنى یك ماهیت را عقل وقتى كه تصور كند، در سلسله عرضیه و در عرض هم مىتوانند افراد لایتناهى براى این ماهیت فرد درست كند. چطور اینكه شما فرض كنید كه مىتوانید براى ماهیت زید بىنهایت فرد درست كنید، فرض كنید كه این الآن زنى كه دارد الآن بچه مىزاید، اینجورى است. آن جورى است. فلان است. بى نهایت شما مىتوانید چكار كنید؟ تصور كنید كه این فرض كنید كه مىتواند شكل داشته باشد. اما از این بى نهایت، یكیش درخارج تحقق پیدا مىكند بواسطه چه چیز؟ بواسطه عنایت علت. یكى تحقق پیدا مىكند. همین طور از نقطه نظر مفهوم واجب الوجود، این مفهوم. عقل مىتواند براى این مفاهیم مصادیق لایتناهى تصور بكند، گرچه در خارج یكى از این مصادیق وجود دارد، اما مىتواند چیكار كند؟ مصادیق لایتناهى تصور كند.
پس بنابراین، این اشكال هم، به شیخ اشراق وارد نمىشود و اشكال شیخ اشراق، یعنى به برهان شیخ اشراق وارد نمىشود و آن برهان به جاى خودش چه چیز است؟ محفوظ مىماند.
دیگر امروز عرض كنم حضورتان. فردا انشاءالله. فردا تمامش مىكنیم.

